ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 1 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دعا براي امام زمان (عج)، نردبان قرب
نویسنده پیام
valipour آفلاین
کاندید خدمت در مهدی یاران

ارسال ها: 15
تاریخ ثبت نام: Oct 2009
اعتبار: 0

تشکرها : 0
( 1 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #1
دعا براي امام زمان (عج)، نردبان قرب

سيد محمدتقي موسوي اصفهاني
خداوند عزوجل فرمان داده است كه به سوي او وسيله گرفته شود و فرموده است: 
يا أيـّها الّذين آمنوا اتـّقوا لله و ابتغوا إليه الوسيلة و جاهدوا في سبيله لعلّكم تفلحون.1
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد تقواي الهي پيشه كنيد و به سوي او وسيله برگيريد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد. 
در اين آيه سه عامل، سبب رستگاري و نجابت معرفي شده كه هر سه در دعا براي حضرت صاحب‌الزمان(ع) جمع است، زيرا: اولين مراتب تقوا ايمان است و بدون ترديد دعا براي آن حضرت نشانة ايمان و سبب كمال آن است. هم‌چنين از اقسام جهاد با زبان است، كه وسيله به سوي پروردگار رحمان مي‌باشد و آن را در دو سطح مي‌دهم. 
اول، معني «وسيله» ـ آن‌گونه كه در مجمع البيان 
نقل شده است ـ رشتة ارتباط و نزديكي است و ترديدي نيست كه «دعا» رشتة ارتباط و نزديك شدن به خداوند متعال است مانند ساير عبادت‌ها كه با آن‌ها قرب و نزديكي حاصل مي‌شود، و دعا از مهم‌ترين وسايل تقرب و نزديك‌ترين راه‌هاي ارتباط، و ارزنده‌ترين آن‌ها است.2
دوم، منظور از وسيله ـ خصوصاً در اين آية شريفه ـ همان امام معصوم(ع) است، چنان كه در تفسير علي بن ابراهيم قمي از امام معصوم(ع) دربارة اين آيه نقل شده است كه فرمود: 
به وسيلة امام به او (خدا) تقرب جوييد. 
و در تفسير البرهان از امير مؤمنان علي(ع) شده كه در مورد آيه: 
و ابتغوا إليه الوسيلة.3
فرمود: «من وسيلة او هستم.»4
و در مرآت الأنوار از كتاب الواحده به نقل از «طارق بن شهاب» بيان شده است كه گفت: در حديثي اميرالمؤمنين(ع) فرمود: 
امامان از آل محمد(ص) وسيلة به سوي خداوند و رشتة اتصال به عفو او هستند.5
و نيز در كتاب رياض الجنان از «جابر» نقل شده كه پيغمبر اكرم(ص)، در حديثي كه فضيلت خود و خاندانش را بيان مي‌كرد، فرمود:
ما وسيلة به سوي خدا هستيم.6
و در بعضي از زيارت‌ها آمده است: 
و آنان را وسيلة به سوي رضوانت قرار دادي. 
و در «دعاي ندبه» مي‌خوانيم:
و آنان را ماية رسيدن به قرب خويش و وسيلة به سوي رضوانت ساختي. 
و در دعاي حضرت زين‌العابدين(ع) در روز عرفه مي‌خوانيم: 
و آنان را وسيلة به سوي خود و راه به سوي بهشت خويش قرار دادي.7
بنابراين منظور از وسيله، همان امام معصوم(ع) است، و منظور از وسيله برگرفتن به سوي خداوند انجام دادن اموري است كه ماية رضايت و نزديكي به درگاه آن حضرت(ع) مي‌باشد. خداوند عزوجل براي هر قوم، هدايت‌كننده و براي هر امت، امامي قرار داده، چنان‌كه فرموده است: 
و لكلّ قومٍ هادٍ.
و براي هر قوم هدايت‌كننده‌اي هست. 
او، امام(ع) را وسيله‌اي براي آن‌ها به سوي خويش تعيين كرده است. پس بر هر قومي لازم است كه هادي و وسيلة تقرب خود را به سوي حق بشناسند و هر آن‌چه موجب نزديك شدن به او و ماية رضايتش هست انجام دهند، زيرا كه بدون شناخت او تقرب سودي ندارد. 
از همين رو در حديثي كه مورد قبول شيعه و سني است از رسول اكرم(ص) آمده است: 
من مات و لم‌يعرف إمام زمانه مات ميتةً جاهليـّةً.8
هر كس بميرد در حالي كه امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهليت مرده است. 
بنابراين آن‌كه امام زمانش را نشناخته باشد، مثل كسي است كه هيچ يك از امامان را نشناخته و دليل بر اين معني روايات متواتري است كه بعضي از آن‌ها را بيان مي‌كنيم. 
در مرآت الانوار و ديگر منابع از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود: 
حسين(ع) بر اصحاب خود بيرون آمد و گفت: آي مردم، اي مردم خداوند عزوجل، بندگان را نيافريد مگر براي اين‌كه معرفت يابند، پس اگر او را شناختند و عبادت كردند از عبادت غير او بي‌نياز شوند. مردي به آن حضرت عرض كرد: اي فرزند رسول خدا(ص)، پدر و مادرم به فدايت، معرفت خدا چيست؟ فرمود: در هر زمان، شناخت خداوند به شناختن امامي است كه بر مردم اطاعتش واجب است.9
آن‌گاه مؤلف كتاب از استادش ـ علامه مجلسي ـ حكايت كرده كه در بحارالانوار گفته است: 
به اين جهت معرفت خداوند به معرفت امام(ع) تفسير شده، كه معرفت الله جز از ناحية امام حاصل نمي‌شود، و يا اين‌كه بهره گرفتن از معرفت الهي مشروط به معرفت امام(ع) است. 
اكنون بايد گفت، بي‌ترديد دعا براي تعجيل فرج مولايمان صاحب‌الزمان(ع) از والاترين وسائلي است كه خداوند متعال آن را وسيله تقرب به سوي خودش قرار داده، و نه تنها به سوي خداوند كه به سوي تمام امامان بلكه تمام انبيا و اوصيا است كه وسايل رباني و پدران روحاني مي‌باشند و اين دعا ماية سرور و خرسندي آن‌ها و طلب هدف و مقصود آنان است، افزون بر همة اين‌ها در زمرة اطاعت اولي‌الامر است كه خداوند عزوجل اطاعتشان را فرض نموده و فرموده است: 
أطيعوا الله و أطيعوا الـرّسول و أولي الأمر منكم.10
خداوند را اطاعت كنيد و رسول و اولي‌الامر را [نيز].
زيرا خود آن حضرت امر فرموده است كه براي تعجيل فرج او بسيار دعا كنيم. 
و شاهد بر آنچه گفته شد، در البرهان و غير آن از حضرت ابوجعفر باقر(ع) دربارة فرمودة خداوند است. 
فإذا قضيت الصـّلاة فانتشروا في الأرض و أبتغوا من فضل الله.11
پس چون نماز پايان يافت، در زمين پراكنده شويد و از فضل الهي طلب نماييد. 
فرمود: 
منظور از نماز (صلاة) بيعت اميرالمؤمنين(ع) و مراد از زمين، اوصيا هستند كه خداوند به طاعت و ولايت آن‌ها امر فرموده، هم‌چنان كه به اطاعت پيغمبر(ص) و اميرمؤمنان(ع) فرمان داده و از آنان به كنايه نام برده است. و دربارة «و از فضل الهي طلب نماييد» فرمود: و طلب كنيد فضل الهي را بر اوصيا12.
تشبيه جانشينان پيامبر(ص) به زمين، به سبب چند وجه است از جمله: 
1. خداوند متعال، زمين را محلّ قرار و سكونت خلايق قرار داده كه در آن زندگي مي‌كنند و آرامش و راحت مي‌يابند، و سكون و برقراري زمين به وجود امام(ع) است، پس آرامش و استراحت تمام موجودات زمين به وجود امام(ع) بستگي دارد. 
2. زمين، واسطة رسيدن بركت‌هاي آسماني به اهل عالم است چنان‌كه خداوند فرمايد: 
و تري الأرض هامدة فإذا أنزلنا عليها الماء أهتزّت و ربت و أنبتت من كلّ زوجٍ بهيج.13
و زمين را خشك و بي‌گياه چون باران بر آن فرو ريزيم، سبز و خرم شده و نمو مي‌كند و از هر نوع گياه زيبا بروياند. 
امام(ع) نيز واسطة رسيدن بركت الهي به اهل عالم است. 
3. خداوند متعال انواع مختلفي از نعمت‌ها را از زمين رويانيده، ميوه‌ها، علف‌ها و غير آن را بر حسب نياز خلق از ان برآورده تا انسان و حيوان متناسب با حال خويش از آن برخوردار شوند، و مي‌فرمايد:
ثمّ شققنا الأرض شقّاً ٭ فأنبتنا فيها حبـّاً ٭ و عنباً و قضباً ٭ و زيتوناً و نخلاً ٭ و حدائق غلباً ٭ و فاكهة و أبـّاً ٭ متاعاً لكم و لأنعامكم.14
پس خاك زمين را شكافتيم ٭ و از آن حبوبات رويانديم ٭ و انگور و نباتاتي كه هي بدروند ٭ و زيتون و خرما ٭ و باغ‌هاي پر درخت (جنگل‌ها) ٭ و ميوه‌ها و علف‌ها رويانديم. 
از وجود امام(ع) نيز انواع بسياري از علوم و احكام برحسب نيازهاي خلق و مصالح آنان ظاهر گرديده تا به ديگري نيازمند نشوند. و وجوه ديگري نيز از اين تشبيه با دقت و تدبر به دست مي‌آيد. 

پي‌نوشت‌ها: 
٭ مكيال‌المكارم في فوائد الدعاء للقائم، ج1، صص410ـ406. (چاپ اول)، ترجمة سيد مهدي حائري قزويني. 
1. سورة مائده (5)، آية 35. 
2. مجمع‌البيان، ج3، ص189. 
3. تفسير قمي، ج1، ص189.
4. مرآت الأنوار، ص331.
5. همان. 
6. امام زين‌العابدين(ع) صحيفة سجاديه، دعاي 47. 
7. نعماني، غيبت، ص180. 
8. مرآت الأنوار، ص58. 
9. سورة نساء (4)، آية 59. 
10. سورة جمعه (62)، آية 10. 
11. علامه بحراني، تفسير البرهان، ج4، ص335. 
12. سورة حج (22)، آية 5. 
13. سورة عبس (80)، آيات 33ـ26. 
14. مجمع‌البيان، ج10، ص440.




بدون ترديد دعا كردن براى حضرت صاحب الزمان، عليه السلام، نصرت و يارى اوست، چون يكى از انواع نصرت يارى كردن به زبان است، و دعا براى آن حضرت يكى از اقسام يارى كردن به زبان است قرآن مجيد مى فرمايد: 

و اذا حييتم بتحية فحيوا باحسن منها او ردوها (1) 

و هرگاه محبت و ستايش شديد به بهتر يا نظير آن جواب دهيد. 

در تفسير على ابراهيم قمى ذيل آيه شريفه مى گويد: سلام و كارهاى نيك ديگر. (2) 

پر واضح است كه دعا از بهترين انواع نيكى است، پس اگر مؤمن براى مولاى خود خالصانه دعا كند مولايش نيز براى او دعا مى كند و دعاى آن بزرگوار كليد همه خيرات و بركات و فلاح و رستگاريست. شاهد و مؤيد اين مدعا روايت ذيل است. 

جمعى از اهالى اصفهان از جمله ابوالعباس احمد بن النصر و ابو جعفر محمد بن علويه نقل كردند كه: شخصى به نام عبدالرحمن در اصفهان ساكن بود كه شيعه بود. از او پرسيدند: چرا به امامت حضرت امام على النقى، عليه السلام، معتقد شدى؟ گفت: چيزى ديدم كه سبب اعتقاد محكم من شد. 

من مردى فقير بودم و زبان و جرات داشتم، در يكى از سالها اهل اصفهان مرا از شهر بيرون كردند. من با جمعى ديگر براى شكايت به دربار متوكل رفتيم، در حالى كه در دربار بوديم دستور از او صادر شد، كه على بن محمد بن الرضا، عليه السلام، را حاضر كنند. به يكى از حاضران گفتم: اين مرد كيست كه دستور احضارش داده شده؟ گفت: او مردى علويست كه رافضيان معتقد به امامتش هستند. سپس گفت: چنين مى دانم، كه متوكل او را براى كشتن حاضر مى كند و گفتم: از اينجا نمى روم تا اين مرد را ببينم چگونه شخصى است. 

گويد: پس آن مرد سوار بر اسب آمد و مردم از سمت راست و چپ راه، در صف ايستاده به او نگاه مى كردند هنگامى كه او را ديدم محبتش در دلم جا گرفت. شروع كردم در دل براى او دعا كردن كه خداوند شر متوكل را از او دفع نمايد، او در بين مردم پيش مى آمد و به كاكل اسبش نگاه مى كرد نه به چپ نظر مى كرد و نه به راست. من در دل دعايم را تكرار مى كردم. هنگامى كه به كنارم رسيد صورتش را به سويم گردانيد. سپس فرمود: خداوند دعايت را مستجاب كند و عمرت را طولانى نمايد و مال و فرزندت را زياد سازد. از هيبت و عظمت او به خود لرزيدم و درميان رفقايم رفتم و پرسيدند چه شد؟ گفتم، خير است و به هيچ كس نگفتم. پس از اين ماجرا به اصفهان برگشتم، خداوند به بركت دعاى او راههايى از مال دنيا به من گشود به طورى كه امروز من تنها هزار هزار درهم ثروت در خانه ام دارم غير از اموالى كه خارج از خانه دارم. و صاحب ده فرزند شدم و هفتاد و چند سال از عمرم مى گذرد، من به امامت آن بزرگوار قائلم كه آنچه در دلم بود دانست و خداوند دعايش را درباره ام مستجاب كرد. (3) 

اى دوستان امام زمان، عليه السلام، خوب در اين روايت بنگريد كه چگونه يك انسانى كه اهل ايمان نبود به خاطر يك دعا براى حضرت هادى، عليه السلام، و دعاى آن امام همام در حقش صاحب ثروت و عزت و ايمان و تقوى گرديد. اگر ما كه از شيعيان و دوستان حضرت صاحب الزمان، عليه السلام، هستيم براى آن بزرگوار دعا كنيم و متقابلا حضرت ما را دعا بفرمايند چه بركات عجيبى در زندگى ما پيدا خواهد شد. 

مرحوم آية الله موسوى اصفهانى در كتاب مكيال المكارم، مطلبى را به اين شرح نقل مى كند: يكى از برادران صالحم برايم نقل كرد كه آن حضرت را در عالم رؤيا مشاهده كرده و آن بزرگوار به او فرموده اند: «من براى هر مؤمنى كه پس از ذكر مصائب سيدالشهدا در مجالس عزادارى دعا مى كند، دعا مى كنم ». (4) 

تا كى به اشك و آه تمنا كنم ترا جانا بيا دمى كه تماشا كنم ترا اميد دل به راه وصالت نشسته ام تا يك نظر به آن قد رعنا كنم ترا وقت سحر اميد اجابت رود كه من با سوز دل دعا به سحرها كنم ترا گفتم چه چاره آتش سوزان عشق را گفتا به آب ديده تسلى كنم ترا اى مشعر و منا ز صفاى تو با صفا من از صفا و مروه تمنا كنم ترا از درد هجر تو دل مجروح ناله كرد گفتم به وصل يار مداوا كنم ترا اى غايب از نظر به خدا، من هم از خدا چون هاشمى هميشه تقاضا كنم ترا 

راستى چه شيرين است زندگى در زير سايه اش و در زمان حضورش. در خاتمه اين بحث دست به دعا برمى داريم و مى گوييم: 

پروردگارا! لباس فرج را بر اندام زيباى دلربايش بپوشان و دل نازنينش را با بشارت ظهورش مسرور فرما، و توفيق ديدار جمال ملكوتيش را با عافيت نصيب گردان بمنك و كرمك يا ارحم الراحمين 

اى حجت كردگار مهدى اى خاتم هشت و چار مهدى تنها نه منم اسير عشقت عالم به غمت دچار مهدى تا كى ز براى ديدنت من آواره هر ديار مهدى مسرورم از اينكه با نگاهت كردى تو مرا شكار مهدى ياد تو بود فروغ جانم در خلوت شام تار مهدى بر چوبه دار عشق باشد نام تو مرا شعار مهدى بيچاره دل شكسته من دارد ز تو انتظار مهدى تااز سر لطف پا گذارى بر ديده اشكبار مهدى با اين دل بيقرار و زارم بگذار شبى قرار مهدى با بنده رو سياه عاصى يك لحظه بيا كنار مهدى با ناله زار هاشمى گفت دستى به دلم گذار مهدى 

در بهترين و عاليترين حالات براى فرج آن نازنين دعا كنيم! 

متاسفانه بسيار ديده مى شود كه در محافل دينى و جلسات مذهبى اهميت فوق العاده و خاصى به دعا براى فرج آن عزيز داده نمى شود، در حاليكه شيعه حاجتى مهمتر از فرج آن بزرگوار ندارد و وظيفه اين است كه در بهترين اوقات و اماكن اجابت دعا اول فرج آن امام همام را از خدا مسئلت كنيم. 

يكى از علماى وارسته و برجسته نجف به كربلاى معلى مشرف مى شود و در حرم مطهر امام حسين، عليه السلام، شرفياب محضر مقدس امام عصر، عليه السلام، مى گردد، حضرت به او مى فرمايد: فلانى ببين، اين جا كه دعا مستجاب است مردم به فكر من نيستند و براى فرجم دعا نمى كنند. سپس حضرت تصرف ولايتى مى فرمايند و آن عالم ربانى خواسته هاى مردم را مى شنود كه هر كدام براى حوايج خصوصى خود دعا مى كنند، حضرت مى فرمايند: شنيدى حتى يك نفر از اين زائرين نگفت خدايا فرج مهدى، عليه السلام، را برسان. 

براى اينكه خوانندگان گرامى بااوقات اجابت دعا و اماكن اجابت دعا بيشتر آشنا گردند به اوقات و اماكن اجابت دعا اشاره مى كنيم كه هرگاه دوستان حضرت و شيفتگان وصال در آن لحظات خاص و در آن اماكن مقدس قرار گرفتند براى فرج امام زمان، عليه السلام، دعا كنند. 

اوقات اجابت دعا 
1. سحر 2. بعد از نماز واجب 3. بين صلوتين 4. بين الطلوعين 5. هنگام آمدن باران 6. هنگام وزيدن بادها 7. هنگام شنيدن اذان 8. هنگام رؤيت هلال 9. در قنوت نماز وتر 10. هنگام رؤيت كعبه 11. هنگام غروب خورشيد 12. ايام و ليالى ماه مبارك رمضان 13. روز عرفه 14. شب و روز جمعه 15. هنگام صف آرايى لشگريان حق در مقابل باطل 16. شب عيد فطر 17. شب عيد قربان 18. شب نيمه شعبان 19. شب اول ماه رجب 20. هنگامى كه نيمى از خورشيد غروب كرده و نيم ديگرش در حال غروب است كه در روايت دارد حضرت زهرا، سلام الله عليها، به غلامش مى فرمود: بالاى بلنديها، و پشته ها برو، چون ديدى نصف قرص خورشيد از افق غروب كرده، به من اعلام كن تا دعا كنم. (5) 


پى نوشتها: 

1. سوره نساء (4)، آيه 8 

2. القمى، على بن ابراهيم، تفسيرالقمى ، ج 1، ص 145. 

3. الراوندى، سعيد بن هبة الله، الخرائج و الخرائج، باب حادى عشر در معجزات حضرت هادى. 

4. موسوى اصفهانى، مكيال المكارم، ج 1، ص 386. 

5. طرائف الحكم، ج 1، ص 365. 

 

11-15-2009 10:13 PM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن:


Translate by MybbSupport.ir - Ver 2.0
Powered by MyBB, © 2002-2010 MyBB Group
Theme by mahdiyaran.com