نام کاربری:
کلمه عبور:   



ارسال پاسخ 
امام زمان (عج) در قرآن و روايات
نویسنده پیام
Avini آفلاین
خادم مهدی یاران
******

ارسال ها: 69
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۸۸
اعتبار: 0
شماره ارسال: #1
امام زمان (عج) در قرآن و روايات
امام زمان(عج) در قرآن
قرآن كتاب پرشكوه خداست.
كتابی است كه نه كتابهای آسمانی پیشین آن را خدشه دار و باطل می سازد و نه واقعیت های آینده.[1]
بیانگر هر چیزی است[2] و هیچ تر و خشكی نیست، مگر اینكه در (این) كتاب روشن و روشنگر آمده است. [3] و....
آیا فكر می كنید چنین كتابی از ظهور اصلاحگر بزرگ تاریخ انسانیت و بنیاد حكومت جهان گستر و عادلانه او، خبر نمی دهد و در مورد آن ساكت است؟
هرگز چنین نیست.... .
قرآن از امام مهدی ـ علیه السلام ـ و برپایی حكومت مهر و عدل او، در موارد متعدد و آیات بسیاری سخن گفته است و از این حقیقت بزرگ خبر داده است.
و این آیات بر شخصیت گرانمایه آن حضرت و ظهور او تأویل گردیده است. همانگونه كه امامان نور ـ علیهم السلام ـ كه قرآن در خانه‌ آنان فرود آمده است، بدین واقعیت تصریح كرده اند و می دانیم كه صاحبان معصوم و مطهّر و راستگوی خانه، یعنی اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ به آنچه در خانه است،‌ داناتر و آگاه ترند.
نمونه ها:
1. قرآن در نویدی می فرماید:
«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمكنّ لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا یحذرون.»[4]
یعنی: و ما اراده كردیم به كسانی كه در روی زمین تضعیف شده اند نعمتی گران، ارزانی داریم و آنان را پیشوایان (راستین) و آنان را وارثان گردانیم.
و به آنان در زمین اقتدار و منزلتی شایسته دهیم و از آنان به فرعون و هامان و سپاهیانش چیزی را كه از آن می هراسیدند، نشان می دهیم.
امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در تأویل این آیه شریفه می فرماید: «دنیا پس از چموشی و سركشی، بسان شتری كه از دادن شیر به دوشنده اش خودداری می كند و آنرا برای بچه اش نگه داری می كند، به ما روی خواهد آورد.»[5]
سپس به تلاوت این آیه شریفه پرداخت كه:
«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین... »
«ابن ابی الحدید» در این مورد می نویسد: «بزرگان دینی و همفكران ما بر این واقعیت تصریح می كنند كه این بیان امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ نوید از آمدن امام و پیشوای بزرگی است كه فرمانروای زمین و زمان می گردد و همه كشورها در قلمرو قدرت او قرار می گیرند.... »[6] امام زمان(عج
و نیز از امیرالمؤمنین آورده اند كه فرمود: «مستضعفان یاد شده در قرآن كریم كه خداوند اراده فرموده است آنان را پیشوای مردم روی زمین قرار دهد،‌ ما خاندان پیامبریم. خداوند سرانجام «مهدی» این خانواده را بر می انگیزند و به وسیله او، آنان را به اوج شكوه و عزت و اقتدار می رساند و دشمنانش را به سختی، به ذلت می كشد.»[7]
در آیه مورد بحث كه ظاهر سخن از جنایات فرعون است قرآن به این واقعیت تصریح می كند كه:
«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»
یعنی:.... و ما بر آن هستیم كه بر مستضعفان روی زمین، نعمتی گران ارزانی داریم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.
در اینجا، معنای ظاهری این است كه خداوند عزت و اقتدار بنی اسرائیل را به آنان باز پس می دهد و «فرعون» و «هامان» و سپاهیانش را به بوته هلاكت می سپارد.
اما معنای نهان آیه شریفه غیر از معنای ظاهری و روشن آن است. آن معنا این است كه: مقصود از تضعیف شدگان در آیه شریفه، خاندان پیامبرند. مردم آنان را تضعیف نموده و بر آنان ستم كرده و آنان را به قتل رسانده و رانده و سخت ترین بیدادگری را در مورد آنان روا داشته اند.
پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ در تبیین این مطلب فرمود:
«انتم المستضعفون بعدی.»[8]
یعنی: شما تضیف شدگان پس از من هستید.
و این واقعیت تاریخی كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از آن خبر داد، هیچ نیازی به اثبات ندارد.
تاریخ اسلامی و روند آن، به صراحت و با رساترین صدای خویش گواهی می كند كه مردم از همان روز رحلت پیامبر، خاندان او را با كمال تأسف مورد هجوم قرار دادند و آنان را به سختی تضعیف كردند.
نكته‌ دیگر:
در پایان بحث، در مورد آیه 4 و 5 از سوره مباركه قصص، نكته دیگری نیز شایسته طرح است و آن اینكه:
ممكن است این تأویل و معنای نهان از آیه شریفه كه امامان نور ـ علیهم السلام ـ آن را آشكار ساخته اند از ظاهر آیه نیز دریافت گردد، چرا كه در صدر آیه 5، دو واژه «نرید» و «نمنّ» به صورت مضارع كه از آینده خبر می دهد،‌ به كار رفته است.
از آنجایی كه این آیات پس از گذشت هزار سال از عصر «موسی» بر قلب مصفای پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرود آمده است می توان گفت كه: اگر در مورد بنی اسرائیل بود می توانست به صورت ماضی كه از گذشته پیام دارد، نازل گردد، اینگونه: «وأردنا ان نمنّ» و یا اینگونه: «منّنا علی الذّین استضعفوا» همانگونه كه در دیگر آیات قرآن، به صورت ماضی بكار رفته است.
برای نمونه:
1. «لقد منّ الله علی المؤمنین... »[9]
2. «... فمن الله علیكم... »[10]
3. «و لقد منّنا علیك مره اخری»[11]
4. «و لقد منّنا علی موسی و هارون»[12]
خداوند در همه این آیات واژه مورد نظر را به صورت ماضی بكار برده است، اما در آیه مورد بحث به صورت مستقبل «و نرید ان نمنّ»
آیا خود این نكته, نشانگر این واقعیت نمی تواند باشد كه معنای نهان و تأویل آیه شریفه را از ظاهر و تفسیر آن نیز می توان دریافت؟
در‌ آیه بعد نیز همینگونه است: «و نری فرعون و هامان... »
و جای این سوال كه چرا نفرمود: «و أرینا فرعون و هامان؟»
و نیز در واژه های: «نرید» و «نجعلهم» و باز «نجعلهم» و «نمكنّ» و «نری»[13] همه این واژه های ششگانه بصورت مستقبل آمده اند و نه ماضی، در صورتی كه می توانست ماضی باشند.
دومین نوید
و نیز خداوند در قرآن كریم اینگونه از آن حضرت نوید می دهد:
«وعد الله الذّین آمنوا منكم و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فی الارض كما استخلف الذّین من قبلهم و لیمكنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امناً یعبدوننی لایشركون بی شیئاً و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون... »[14]
یعنی: خدا به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته انجام داده اند وعده داده است كه آنان را در روی زمین جانشین دیگران سازد همانگونه كه مردمی را كه پیش از آنان بودند جانشین دیگران كرد و دینشان را ـ كه خود برایشان پسندیده است ـ استوار سازد و وحشتشان را به امنیت تبدیل كند، تا تنها مرا بپرستند و چیزی را با من شریك نگیرند. و آنان كه از آن پس، راه كفر و ناسپاسی در پیش گیرند،‌ نافرمانند.
این آیه شریفه از جمله آیاتی است كه به آن حضرت تأویل شده است.
با نگرش به ظاهر این آیه، خداوند به مؤمنان و شایسته كرداران این امّت، نوید جامعه ای را می دهد كه از هر پلیدی و ناپاكی پیراسته است و به تمامی ارزشها و قداستها و شایستگی ها آراسته است، این معنای ظاهری این آیه‌ شریفه.
این وعده شكوهمند خدا كه سه بار با «لام قسم» مورد تأكید قرار گرفته است و سه بار با «نون تأكید» تاكنون تحقّق نیافته است.
چه زمانی مرم با ایمان و شایسته كردار توانستند با اقتدار، حكومت مهر و عدل خویش را در سراسر جهان به پا دارند و در كمال آزادی و بدون ترس و دلهره مقررات عادلانه و جانبخش قرآن را در عرصه های حیات، پیاده نمایند؟
این مؤمنان شایسته كرداری كه خداوند در آیه مورد بحث این وعده روح بخش را به آنان می دهد، چه كسانی هستند؟
اگر شما خواننده عزیز به تاریخ اسلام و مسلمانان از همان آغاز درخشش انوار نورانی وحی تا كنون، مراجعه كنید، به شایستگی درخواهید یافت كه این وعده شكوهبار خدا در ظرف این هزار چهار صد سال تحقّق نیافته و این نوید بزرگ جامه عمل نپوشیده است.
من فكر نمی كنم كه وجدان هیچ مسلمان آگاه و با انصافی بپذیرد كه منظور از مؤمنان شایسته كردار در این آیه، «امویان» و «عباسیان» باشند، چرا كه تاریخ مورد قبول امت اسلام و ملل بیگانه، گواه است كه «امویان و عباسیان» در حكومت سیاه و وحشتناك خود،‌ سهمگین ترین جنایات را مرتكب شدند و خون پاك اولیای خدا را به زمین ریختند، حرمت ها را هتك كردند، و كاخهای ظلم و بیدادشان لبریز از فسق و فجور و ضد ارزشها بود كه اگر بخواهیم آن جنایت ها را به طور دقیق شرح دهیم كتاب از اسلوب و موضوع خود خارج خواهد شد.
به علاوه چه روزگاری براستی دین خدا به تمكّن و اقتدار مورد نظر این آیه مباركه نائل آمد، تا نوید جهان گستر شدن آن تحقّق یافته باشد همانگونه كه در آیه آمده است:
«و لیُمكنّن لهم دینهم الّذی ارتضی لهم.... »
این صحیح است كه اسلام به دلیل جامعیت، محتوای بلند، هماهنگی با فطرت و دیگر ویژگی های خود و آورنده و آموزگاران و الگوهای حقیقی آن امامان نور تاكنون به میلیون ها دل و قلب راه یافته و آهسته آهسته به راه خود ادامه می دهد، امّا سوگمندانه همچنان فاقد یك قدرت منسجم جهانی است، به طوری كه در هر گوشه ای از این جهان پرآشوب، هر كس می تواند به جنگ با آن برمی خیزد و بر ضد آن و پیروان آن دست به شقاوت می زند.
صحیح است كه اسلام در مقاطعی از تاریخ خویش، در قلمرو محدودی به قدرت رسید و رهبری سیاسی و اجتماعی را به كف گرفت، امّا آیا براستی همین حاكمیّت محدود و قطعی، نوید مورد نظر قرآن و تحقّق آن وعده شكوهمند خداست؟ اگر چنین است این شرایط كه در همان عصر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ تحقّق یافت و اسلام بر مدینه و بخش هایی از «جزیر‌ه العرب» حاكم گردید.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . سوره‌ فصلت، آیه 42.
[2] . سوره نحل، آیه 89.
[3] . سوره انعام،‌آیه 59.
[4] . سوره قصص، آیه 5 و 6.
[5] . نهج البلاغه، قصار 209.
[6] . شرح ابن ابی الحدید، ج 19، ص 29.
[7] . بحارالانوار، ج 51، ص 63.
[8] . واژه مستضعف در مفهوم قرآنی: كسی است كه نیروهای بالقوه و بالفعل را بر برازندگی، تكامل و اقتدار و شكوه داراست اما از سوی استبداد،‌ ارتجاع و استعمار حاكم، سخت زیر فشار است، و در همانحال در اندیشه گستردن بندهای اسارت و در اندیشه عدالت و آزادگی و تقواپیشگی نه اینكه به معنای عنصر فاقد قدرت و توان و تحرك و برنامه و هدف باشد.
[9] . سوره ‌آل عمران، آیه 164.
[10] . سوره نساء‌،‌ آیه 94.
[11] . سوره طه، آیه 37.
[12] . سوره صافات، آیه 114.
[13] . واژه های ششگانه مورد اشاره در دو آیه مورد بحث، در آیات 5 و 6 سوره قصص بكار رفته اند.
[14] . سوره نور، آیه 55.
با این وصف، معنا و مفهوم این نوید شكوهبار قرآنی چه می تواند باشد كه می فرماید:
«وعد الله الذّین آمنوا منكم و عملوا الصّالحات.... »
یعنی: خداوند به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته انجام دهند وعده داده است كه آنان را در روی زمین جانشین سازند.... .
بنظر ما، معنای واقعی این نوید قرآنی این است كه روزگاری در پیش است كه بر سراسر گیتی حاكم می گردد و مسلمانان بدون هیچ هراس و دلهره ای راه و رسم مترقی و شعائر و برنامه های انسان ساز دینی خود را برپای می دارند و در تمامی مناطق مسكونی و آباد جهان، تنها اسلام، تدبیر امور و تنظیم شئون بشریت را به دست می گیرد.
آری! این وعده شكوهبار قرآن است و این هم تاكنون، تحقّق نیافته است.
معنای آیه در پرتو روایات
امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ و آموزگاران راستین قرآن نیز در تأویل آیه مورد بحث، بر این اندیشه رهنمون هستند كه این وعده پرشكوه خدا تحقّق نیافته و به هنگامه ظهور حضرت مهدی (عج) تحقّق خواهد یافت.
برای نمونه:
1. از چهارمین امام نور ـ علیه السلام ـ آورده اند كه آیه مورد بحث را تلاوت كرد و فرمود: «بخدای سوگند كه این مؤمنان شایسته كردار، شیعیان ما اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند و خداوند این نوید و وعده شكوهبار را به دست بزرگ مردی از ما تحقّق خواهد بخشید. او مهدی این امت است و كسی است كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد او فرمود: اگر از عمر دنیا تنها یك روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد ساخت تا مردی از عترت من كه نامش نام من است بر جهان حكومت كند و زمین را همانگونه كه به هنگامه‌ او لبریز از ظلم و جور است، مالامال از عدل و داد سازد.»[1]
2. و از دو امام معصوم حضرت باقر ـ علیه السلام ـ و حضرت صادق ـ علیه السلام ـ نیز همین سخن روایت شده است و آنان نیز درست همین نوید را داده اند.
مرحوم «طبرسی» پس از نقل این روایت می گوید: «منظور از مؤمنان شایسته كردار، پیامبر و خاندان اویند و این آیه در بردارنده‌ نوید حكومت عادلانه جهانی اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، استقرار اقتدار آنان در سراسر گیتی و برچیده شدن وحشت و هراس آنان با ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است.»
و می افزاید: «خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد این واقعیت اجماع و اتفاق نظر دارند و روشن است كه اجماع آنان همانند قرآن حجت است. چرا كه پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «مردم! من از میان شما می روم امّا رو گوهر گرانبها در میان شما به یادگار می گذارم، یكی كتاب خدا، قرآن و دیگری خاندانم. و این دو، تا روز رستاخیز و ورود بر من در كنار حوض كوثر از هم جدایی ناپذیرند.»
آنگاه می افزاید: «نوید شكوهمند این آیه قرآن نیز كه تمكّن و اقتدار اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و استقرار دین خدا بر روی زمین بوسیله آنان است، وعده ای است كه تاكنون تحقّق نیافته است از این رو آن حضرت در انتظار دریافت فرمان ظهور از جانب خداست،‌ چرا كه خداوند در وعده اش تخلف نمی ورزد.»[2]
سومین نوید
قرآن در آیه دیگری می فرماید:
«و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذّكر ان الارض یرثها عبادی الصّالحون»[3]
ما در زبور (كتابهای آسمانی پیشین) پس از نوشتن در لوح محفوظ، نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته ما به ارث می برند.
مفسّران در تفسیر این آیه، در معنای «زبور و ذكر» به توافق نرسیده اند، امّا این دیدگاه های متفاوت، اختلاف جوهری نیست. چرا كه معنای زبور، چه كتاب آسمانی نازل شده بر داود پیامبر ـ علیه السلام ـ باشد، یا مقصود از آن جنس كتابهای آسمانی، مهم نیست همچنانكه معنای ذكر نیز در آیه شریفه «تورات» باشد یا «قرآن» یا «لوح محفوظ» همچنانكه مفسّرین گفته اند، به محتوای آیه صدمه ای نمی زند و معنای آیه اینگونه است:
«و ما در كتابهایی كه بر پیامبران فرو فرستادیم، یا در «زبور» كه آن را بر داود پیامبر نازل ساختیم، پس از نوشتن در لوح محفوظ یا تورات یا قرآن، نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته ما به میراث می برند.»
طبرسی و دیگران در تفسیر آیه از پنجمین امام نور ـ علیه السلام ـ آورده اند كه فرمود:
«هم اصحاب المهدی فی آخر الزمان»[4]
یعنی: اینان یاران حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ در آخرالزّمان هستند.
به باور ما، موضوعی كه خدای جهان آفرین در «زبور» و در «ذكر» نوشته است و آن را «لقد» و «انّ» دو بار، سخت، مورد تأكید قرار داده، شایسته است كه موضوعی بسیار اساسی و حساس و در نهایت اهمیت باشد.
صحیح است كه برخی مفسّران مقصود از «زمین» در آیه مباركه را زمین بهشت دانسته و آیه را اینگونه معنا كرده اند كه: «بندگان شایسته خدا، زمین بهشت را به ارث می برند.» و برخی نیز زمین مورد نظر را همین سیاره خاكی دانسته اند كه سرانجام امت مسلمان آنرا با فتوحات خویش به ارث می برند.
امّا این دو دیدگاه معنای ظاهری آیه است و معنای نهان و تأویل آیه شریفه این است كه: «بندگان شایسته خدا بر سراسر جهان حكومت عادلانه و انسانی خوش را برقرار خواهند ساخت.»
مرحوم «شیخ طوسی» در تفسیر آیه شریفه از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت كرده است كه:
«انّ ذلك وعد الله للمؤمنین بأنّهم یرثون جمیع الارض»[5]
یعنی: این وعده قطعی خدا بر مؤمنان است كه آنان تمامی زمین و زمان را به ارث خواهند برد.
این آیه مباركه از نظر معنا، به آیه پیش شباهت دارد كه می فرماید:
«لیسخلفنهّمم فی الارض»
در این دو آیه، چه تعبیر زیبایی به كار رفته است، تعبیر به «ارث» و «استخلاف» كه «ارث» انتقال ثروت و امكانات از مرده به زنده و «استخلاف» نیز قرار دادن یكی بجای دیگری را می گویند.
چهارمین نوید
قرآن می فرماید:
«هو الّذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین كلّه و لو كره المشركون»[6]
این آیه، در قرآن شریف سه بار آمده است و دلالت بر حساسیت موضوع می كند.
آیه دارای تفسیر و ظاهری است و دارای تأویل و پنهانی.
تفسیر و ظاهر این آیه این است كه: خداوند پیامبرش حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ را به توحید و توحید گرایی، بندگی خدا، پرستش او و دین اسلام فرستاد تا این دین آسمانی را با قدرت و قوّت به همه ادیان پیروزی بخشد و سراسر گیتی در قلمرو توحید و عدالت و تقوای مورد نظر قرآن، قرار گیرد.
در آیه شریفه واژه «لیظهره» در خور تعمّق است، چرا كه «ظهور» در اینجا به معنای برتری كامل و روشن با چیرگی و قدرت همه جانبه و كامل است كه می فرماید:
«كیف و ان یظهروا علیكم لا یرقبوا فیكم الّا و لا ذمّه»[7]
اینجا نیز «یظهروا» به معنای «یغلبوا» می باشد.
كه معنای آیه شریفه این می شود: «دین حق،‌ با اقتدار و شكوه پیش می رود و بر همه ادیان، برتری كامل و پیروزی همه جانبه می یابد و جهان را در سایه هدایت خویش می گیرد.»
با این بیان اگر گفته شود كه این وعده، تحقّق یافته و اراده خداوند جامه عمل پوشیده است، معنای آیه این است كه: خداوند همه دینها و آیینها و كیشهای منحرف و بی اساس را به وسیله قرآن و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ، باطل و با‌ آمدن اسلام نفی كرد و هر گونه شرك و انحراف و زندقه و پرستش باطل را مردود شمرد و از صفحه گیتی برانداخت و جهان، جزیره توحید گرایی و مهد عدالت و آزادگی و تقوا پیشگی گردید.
این معنای ظاهری آیه امّا گر بخواهیم از تأویل آیه سخن بگوییم و در پرتو معنای نهان او راه جوییم، باید بگوییم كه این وعده قطعی و تخلف ناپذیر،‌ هنوز تحقّق نیافته است.
مسلمانان هنوز شمارشان حدود یك چهارم مردم جهان یا كمتر است و بر كشورهای اسلامی قوانین و مقررات غیر اسلامی حكومت می كند و مرامها و كیش های ساختگی و دروغین آزادانه به حیات خود ادامه می دهند.
در برخی از كشورها مسلمانان اقلیت پایمال شده ای هستند كه فاقد قدرت و امكانات و بر سرنوشت خویش حاكم نیستند، بنابراین پیروزی كامل حق بر باطل كجاست؟
و نوید قطعی و تخلف ناپذیر «لیظهره علی الدّین كلّه» چه زمانی و چگونه تحقّق یافته است؟
در پرتو روایات:
پیشوایان نور و امامان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در معنای نهان و تأویل آیه، رهنمود دارند كه این مربوط به روزگار ظهور امام مهدی ـ علیه السلام ـ است كه بی تردید تحقّق خواهد یافت.
اینكه به نمونه ای از روایات در تأویل آیه شریفه:
1. در تفسیر آیه مورد بحث، از امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ آورده اند كه این آیه‌ شریفه را تلاوت كرد كه: «هو الّذی أرسل بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین كلّه» آنگاه فرمودند: «آیا این نوید پیروزی تحقّق یافته است؟»
پاسخ دادند: «آری!»
آن حضرت فرمود: «هرگز! به خدایی كه جانم در كف قدرت اوست، با تحقّق این وعده، هیچ شهر و دیاری نمی ماند جز اینكه در آن ندای یكتایی و عظمت خدا بامدادان و شامگاهان طنین می افكند.»
2. و نیز از ابن عباس آورده اند كه در مورد این جمله از آیه: «لیظهره علی الدّین كلّه و... » گفت:
بخدای سوگند چنین نخواهد شد تا مگر روزگاری كه یهودیان و مسیحیان و پیروان دیگر مرامها و مسلكها، به اسلام ایمان آورند. گرگ و گوسفند و شیر درنده و انسان و مار گزنده، نسبت به هم احساس امنیت می كنند، نه گرگ گوسفند را بدرد و نه گوسفند از آن بهراسد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مجمع البیان، ج 7، ص 152 و تفسیر عیاشی، ذیل آیه 154، از سوره نور.
[2] . مجمع البیان، ج 7، ص 152.
[3] . سوره‌ انبیاء،‌آیه 105.
[4] . مجمع البیان، ذیل آیه شریفه.
[5] . تفسیر تبیان، ج 7، ص 252.
[6] . سوره‌ توبه، آیه 33.
[7] . سوره توبه، آیه 8.
روزگاری كه دیگر موشی كیسه ای را پاره نكند و فساد و تباهی روی ندهد. زمانی كه جزیه ها الغاء گردد و صلیبها شكسته شود.
آری! این معنای آیه شریفه است كه می فرماید: «لیظهره علی الدّین كلّه»
و آنگاه تأكید كرد كه این وعده الهی تنها با قیام حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ و استقرار دولت مهر و عدل او در جهان، تحقّق خواهد یافت.
3. و نیز از «ابوفضیل» آورده اند كه: از امام كاظم ـ علیه السلام ـ ، از مفهوم پیام و معنای آیه پرسیدم كه می فرماید: «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین كلّه... »
حضرت فرمود: «خداوند پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ را به ولایت و وصیّت و معرّفی جانشینان خود فرمان می دهد و دین حق را در آیه شریفه، ولایت است، یعنی ولایت امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ .»
پرسیدم: «سرورم! معنای «لیظهره علی الدّین كلّه» چیست؟»
فرمود: «خدا دین خویش را با قیام «قائم» بر همه كیشها و دینها، پیروزی كامل می بخشد.»
4. «قندوزی حنفی» از امام صادق ـ علیه السلام ـ در معنای آیه شریفه روایتی آورده است كه می فرماید:
بخدای سوگند معنای نهان و تأویل آیه شریفه تحقّق نمی یابد، مگر هنگامی كه حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ ظهور كند و هنگامی كه او ظهور كند بقایای شرك گرایان از ظهور او ناخرسند می گردند و كافران حق ستیز به كیفر گناه خود می رسند.... .
5. مرحوم علامه مجلسی از ابی بصیر آورده است كه: از امام صادق ـ علیه السلام ـ در مورد آیه شریفه پرسیدم كه: «هو الّذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین كلّه و لو كره المشركون»
حضرت فرمودند: «بخدای سوگند! تأویل و معنای نهان آن هنوز نیامده و تحقّق نیافته است.»
گفتم: «فدایت شوم! چه زمانی فرود می آید؟»
فرمود: «زمانی كه قائم آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ به اراده الهی قیام كند و زمانی كه آن حضرت قیام كند دیگر از شرك و شرك گرایی اثری نمی ماند و دین حق، همه دلها را نورباران می سازد.... »
و بدینسان به همین اندازه،‌از آیاتی كه پیرامون وجود گرانمایه آن حضرت تأویل شده است بسنده می شود امّا یادآوری می گردد كه ما تنها شماری اندك از آیات را ترسیم نموده ایم چرا كه آیات شریفه قرآن در این مورد به گونه ای كه در روایات آمده است بسیار است. و ما اگر بخواهیم همه آیات را بیاوریم سخن طولانی می گردد.

سيد محمد كاظم قزويني - امام مهدي (عج) از ولادت تا ظهور، ص 95

امام زمان (عج) در روایات
اخبار و روایات فراوانی در موضوعات مختلف معارف اسلامی و اصول عقاید، احكام، اخلاقیات و اجتماعیات وارد شده است، لیكن در كمتر موردی به اندازه موضوع حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ روایت نقل نقل شده است. احادیث مربوط به این باب، قسمت عمده‌ای از روایات را تشكیل می‌دهد و مهمتر این‌كه نه تنها این روایات، در جوامع شیعه نقل شده بلكه در كتب حدیث اهل سنت نیز به طور مبسوط نقل شده است و نیز بعضی از آنان، مستقلاً كتابهایی به نام آن حضرت، تألیف نموده‌اند. از این رو روایات راجع به ایشان، متواتر و یا نزدیك به حد تواتر است. چه آنكه قطب‌های متخالف و جناحهای متضاد در عقائد در این موضوع هم‌نوا و هم‌آهنگ شده و روایات بسیاری را نقل كرده‌اند كه در این‌جا به چند نمونه اشاره خواهیم كرد باشد كه مورد خطاب «من مات و لم یعرف امام زمانه» نیاشیم.
1. علامه سید محسن امین از ابوسعید خدری نقل كرد كه رسول الله به فاطمه ـ علیهما السّلام ـ فرمود:
«یا بنیه انا اعطینا اهل البیت سبعا، لم یطعها احدٌ قبلنا، نبینا خیر الانبیاء و هو ابوك و وصینا خیر الاوصیا و هو بعلك و شهید ناخیر الشهدا و هم عم ابیك حمزه و منا من له جناحان خضیبان یطیربهما فی الجنه و هو ابن عمك جعفر و منا سبطا هذه الامه الذی یصلی خلفه عیسی بن مریم ثم ضرب بیده علی منكب الحسین فقال: من هذا ثلاثا.»[1]
یعنی: دخترم! هفت چیز به ما خاندان عطا شده است كه به احدی پیش از ما داده نشده، نبی ما بهترین انبیاست كه پدر توست و وصی ما بهترین اوصیاست كه همسر توست و شهید ما بهترین شهید است كه عموی پدر تو حمزه است و آن كس كه با دو بال رنگین در بهشت پرواز می‌كند از ماست و او عموزاده تو جعفر است و دو سبط این امت فرزندان تو حسن و حسین از مایند و سوگند به خدایی‌كه جز او خدایی نیست مهدی این است كه عیسی بن مریم پشت سر او نماز می‌خواند از ماست آنگاه دست بر شانه امام حسین زد و سه بار فرمود: مهدی این است.
2. شیخ صدوق نقل كرده كه امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرمودند:
«منا اثنا عشر مهدیا او لهم امیر المؤمنین علی بن ابی‌طالب و آخر هم التاسع من ولدی و هو الامام القائم بالحق یحیی الله به الارض بعد موتها و تظهر به دین الحق علی الدین كله و لو كره المشركون له غیبه یرتد فیها اقوام و یثبت علی الدین آخرون فیؤذون و یقال لهم متی هذا الوعدان كنتم صادقین اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التكذیب كالمجاهد بالسیف بین یدی رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ .»[2]
دوازده نفر مظاهر هدایت از مایند كه اول آنان امیرالمؤمنین و آخر آنان، همین فرزند من، امامی است كه حق را برپا خواهد داشت. خداوند زمین مرده را به وجود او زنده خواهد فرمود و در پرتو او دین حق را بر همه ادیان، غالب خواهد گردانید هر چند كه كفار را خوش نیاید. برای او غیبتی است كه اقوامی در آن دوران غیبت از دین برمی‌گردند و گروه‌هایی نیز در ایمان خود ثابت می‌مانند لیكن اینان مورد اذیت و آزار منكرین قرار می‌گیرند و به آنها گفته می‌شود اگر راست می‌گویید پس چه زمانی وعده ظهور، فرا می‌رسد. آگاه باشید كسی كه در غیبت ولی عصر بر این آزارها و تكذیب‌ها صبر كند به منزله كسی است كه با شمشیر در خدمت رسول الله جهاد كرده باشد.
3. تشیّع، تحقق حكومت واحد جهانی را تحت رهبری امام غائب در آینده، امری ضروری می‌داند چنانكه روایات معتبر زیادی بر این امر دلالت دارند.
«و الذی بعثنی بالحق بشیراً لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد یطول الله ذلك الیوم حتی یخرج منه ولدی المهدی ـ علیه السّلام ـ فینزل الله عیسی بن مریم فیصلی خلفه و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب.»[3]
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: سوگند به آن كسی كه مرا برانگیخت تا مژده دهنده اسلام راستین بوده باشم اگر از عمر جهان جز یك روز باقی نمانده باشد خداوند همان یك روز را به اندازه‌ای طولانی گرداند تا فرزندم مهدی خروج كند، پس از خروج عیسی بن مریم به زمین فرود آید و در پشت سر وی نماز گذارد، آنگاه زمین با فروغ پروردگار خویش روشن شود و حكومت جهانی مهدی به شرق و غرب عالم برسد.
نتایج روایت
1ـ ضرورت و قطعیت خروج و ظهور امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ ، لذا پیغمبر یك افق روشن را نشان می‌دهد.
2 ـ گسترش معنویت و رحمت و اشراف نور خدا بر سر جهان حضور پیامبران الهی و بیعت با مهدی ـ علیه السّلام ـ و برچیدن بساط ظلم.
4. امام مهدی (عج) و رشد عقل و اندیشه
قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «اذا قام قائمنا وضع یده علی روءُس العباد فجمع به عقولهم و اكمل به اخلاقهم[4]؛ امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ به هنگام ظهور خویش، نیروهای عقلانی توده را تمركز می‌دهد و خویهای نیكو و آرزوهای آنان را به كمال می‌رساند.»
یعنی ظهور امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ در نهایت تكامل اندیشه و فكر و اخلاق و صفات روحی انسانها، قرار دارد و نیز در مرحله تكامل تاریخ، در دنباله ناكامی‌ها و شكست‌ها و ستم‌ها و بی‌عدالتی‌ها و فقر و بدبختی و دیكتاتوری و ... بشر قرار گرفته، به تمام آنها پایان می‌دهد و یك زمینه روحی مناسب با قسط و عدل مطلق و صد در صد ایجاد می‌نماید.
5. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «... لا یبقی فی الارض بقعه عبد فیها غیر الله.»[5]
یعنی: در سراسر گیتی سرزمینی نخواهد ماند كه در آن غیر خدا پرستش شود.
6. گرفتاری‌ها و قحطی‌ها و بدبختی‌ها و فقر و ناداری‌هایی كه در دوران غیبت در گوشه‌ و كنار جهان دیده می‌شود و زیاد در مطبوعات می‌خوانیم كه در آفریقا و آمریكای لاتین و ... انسانهایی از گرسنگی جان می‌دهند و اكثر ممالك دنیا با كمبود غذایی مواجهند در دولت مهدی ـ علیه السّلام ـ وجود نخواهد داشت.
قال رسول الله: «یكون فی امتی، المهدی تتنعم امتی فی زمانه نعیماً لم تتنعم مثله قط ... ترسل السماء مدرارا و لم تدخر الارض شیئاً من نبات[6] ؛ مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ در امت من خواهد بود، به هنگام ظهور آن حضرت آسمان، باران فراوان دهد و زمین، هیچ روئیدنی را در دل نگاه نمی‌دارد.»
این حدیث، نشان می‌دهد كه در جامعه اسلامی به هنگام ظهور مهدی، وفور نعمت داریم و بركات آسمانها بر اهل زمین فرود آید.
7. حدیثی كه نام مهدی در آن است در مورد پیشرفت كشاورزی
قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «یخرج فی آخر امتی المهدی یسقیه الله الغیث و تخرج الارض نباتها و یعطی المال و تكثر الماشیه[7]؛ در آخر زمان مهدی ظهور می‌كند. خداوند زمین را با باران‌ها سودمند، سیراب می‌سازد و زمین، هم نباتات خود را بیرون می‌آورد و دامها زیاد می‌شود.»
8. مهدی و سنت از دیدگاه رسول الله صلی الله علیه و آله
عن جابر قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «من كذب بالمهدی فقد كفر و من كفر ومن كذب بالدّجال فقد كذب[8]؛ هر كس مهدی را تكذیب كند كفر ورزیده و هر كس دجّال را تكذیب كند دروغ گفته است.»
9. مشخصات مهدی (عج)
عن علی ـ علیه السّلام ـ اَنَّه ذكر المهدی و قال: انه من ولد الحسین ـ علیه السّلام ـ و ذكر حیله قال رجل اجلی الجبین اقنی الانف ضحم البطن، اذیل الفخذین ابلج الثنا یا بفخذه الیُمنی شامه.[9]
عن ابی سعید الخدری: قال: قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : المهدی منی، اجلی الجبهه، اقنی الانف یملأ الارض قسط او عدلاً كما ملئت جورا و ظلماً و یملك سبع سنین.[10]
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: مهدی از من است و دارای پیشانی بلندی است و وسط بینی او كمی برآمده است، زمین را از عدل و داد پر می‌كند، هم‌ چنان‌كه از ظلم و جور پر شده باشد و دوران حكومت او هفت سال خواهد بود.
عن جابر بن عبدالله انصاری؛ قال:
قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «المهدی من ولدی اسمه اسمی و كنیته كنیتی اشبه الناس بی خلقاً و خُلقاً یكون له غیبه و حیره یضّل فیها الامم یقبل كالشهاب الثاقب یملاها عدلاً و قسط كما ملئت جوراً و ظلما.»[11]
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «مهدی از فرزندان من است، نامش نام من و كنیه‌اش، كنیه من است، به سیرت و صورت از همه مردم به من شبیه ‌تر است، برای او غیبت و نگرانی است كه ملتها در آن گمراه شوند، ناگهان مانند تیر شهاب بیاید و زمین را از عدل و داد پر كند، هم چنان‌كه از ظلم و ستم پر شده باشد.
قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «المهدی منا اهل البیت رجل من امتی اشم الانف، یملا الارض عدلاً كما ملئت جورا.»[12]
مهدی از اهل بیت من است. او مردی از امت من است. بین او قلمی و كشیده است، زمین را پر از عدل می‌كند همان طوری كه از ستم پر شده است.
10. مهدی مردی با این صفات است.
قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «المهدی رجل ازج ابلج، یحبیء من الحجاز.»[13]
1ـ ابروانی كشیده و بلند؛ 2ـ گشاده‌روی نیكو؛ 3ـ سیاه چشمی درشت و زیبا كه از جانب حجاز ظهور می‌كند.
البته احادیث در این مورد بسیار است كه به علت ضیق وقت به تمامی آنها نمی‌توان اشاره كرد.
11. روایتی در مورد یاران حضرت مهدی (عج)
معتّب، آزاد شده امام صادق علیه السّلام گفته است: شنیدم مولایم می‌فرماید: رسول الله فرموده است: پیامبری از پیامبران خدا، توسط قومش طرد گردید، او پناهنده به دیلم شد، مردم دیلم او را پناه دادند و یاری نموده و از او درخواست كردند كه برای آنان دعا كند كه خداوند عددشان را زیاد كند و قدرتشان را افزون فرموده بر دشمن غالب گرداند و زمین شهر آنها را از دستبرد دیگران نگاه دارد، و یجعل فیهم و منهم انصاراً للقائم المهدی من آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و از خدا خواست كه در برابر این احسان و عواطف، خداوند در میان آنها و از آنها، یارانی برای قائم آل محمد قرار دهد.[14]
استعانت
در پایان نوشته ناچیز خود در مورد حضرت مهدی آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را با یك سلام به آستان رفیع آن باقیمانده سلسله امامت و ولایت و اداء یك شهادت، نسبت به ساحت قدس آن ولی اعظم الهی و اجداد طاهرین آن حضرت، و در آخر عرض ابتهال و تضرع و درخواست دستگیری و كمك از آن مظهر الطاف و فیض خدایی خاتمه می‌دهم و از تمام عزیزان می‌خواهم كه با این عبد ضعیف، هم‌نوا شده و به محضر مبارك امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ خود صمیمانه عرض سلام نمایند و نیز مخلصانه آن شهادت پرافتخار و عقیدتی خود را اداء نموده و در آخر با همه وجود و از اعماق جان خود از آن ولی دوران بخواهند كه از آنان دستگیری نموده و مشكلات معنوی و مادی آنان و همه جوامع اسلامی را رفع بفرماید.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مجالس السنیه، ج5، ص523 نقل از غیبت شیخ طوسی.
[2] . اكمال الدین؛ ص317.
[3] . اكمال الدین، ص163.
[4] . بحارالانوار، ج52، ص336.
[5] . اكمال الدین، باب33، حدیث31.
[6] . الزام الناصب، 163.
[7] . بحارالانوار، ج52، ص316 و 315.
[8] . مقدمه ابن خلدون، ص321.
[9] . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص93.
[10] . سنن، ابی داود، ج4، ص152؛ طبع مصر، به نقل از احقاق الحق، ج13، ص132.
[11] . فرائد السمطین؛ به نقل از احقاق الحق، ج13، ص154.
[12] . بحار الانوار، ج51، ص80.
[13] . معجم الاحادیث، امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ ، ج1، ص164.
[14] . دلائل الامامه طبری، ص238.
احسان قمري ـ مجموعه مقالات (ا) ،ص20


هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ / از يمن دعاي شب و ورد سحري بود
۱۱-۲۶-۱۳۸۸ ۰۴:۰۸ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Avini آفلاین
خادم مهدی یاران
******

ارسال ها: 69
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۸۸
اعتبار: 0
شماره ارسال: #2
RE: امام زمان (عج) در قرآن و روايات
گلچین احادیث درباره امام زمان (عج)
1. قال النبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ: لا تذهبُ الدنیا حتی یقوم بامر اُمتی رجلٌ من ولد الحسین یَملأُ عدلاً كما مُلِئت ظُلماً و جَوراً. ـ « بحارالانوار، ج 51، ص 66»
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:«دنیا به پایان می رسد تا مردی از فرزندان حسین ـ علیه السّلام ـ عهده دار مسائل و مصالح امتم گردد او زمین را آنچنان كه پر از ظلم و جور شده، پر از عدل می كند.
2. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ لِفاطمه فی مرضِهِ: و الّذی نفسی بیده لابُدَّ لِهذِهِ الاُمَّهِ مِن مهدیٍ و هو و اللهِ مِن وُلدِكِ. ـ « بحارالانوار، ج 51، ص 67»
پیامبر اكرم در مریضی كه منجر به وفاتشان شد به فاطمه فرمودند: قسم به آن كسی كه جانم در دست اوست حتماً مهدی و هدایت گری برای این دست می آید و قسم به خدا او فرزند تو است.
3. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ: انَّ خُلَفائی و اوصیائی و حُجَجِ اللهِ علی الخَلقِ بعدی اثنا عشر اوَّلُهم اخی و آخِرُهم وَلَدی. ـ « بحارالانوار، ج 51، ص 71»
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:«همانا جانشینان و اوصیاء من و حجت های الهی بر مردم بعد از من دوازده نفرند اولی آنها برادرم (علی) و آخرینشان فرزندم می باشد.
4. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ: والّذی بَعَثَنی بالحقِّ نبیاً لولم یبقِ من الدنیا الا یومٌ واحدٌ لا طالَ اللهُ ذلك الیومَ حتی یُخرُجَ منه وَلَدی المهدیُّ فَیَنْزِلُ روحُ الله عیسی بن مریم ـ علیه السّلام ـ فَیُصلِّی خَلْفَه. ـ « بحارالانوار، ج 51، ص 71»
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: قسم به آن كس كه مرا به حق به نبوت مبعوث كرد اگر از دنیا جز یك روز باقی نماند آن روز را طولانی می كند تا فرزندم مهدی در آن روز قیام كند پس عیسی بن مریم فرود می آید و پشت سرش نماز می خواند.
5. قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ: طُوبی لمن ادرك قائمُ اهل بیتی و هو مقتدٍ به قبل قیامِهِ یأتِمُ به و بائمهِ الهُدی من قبلِهِ و یَبرَأُ الی الله من عدوِّهم اُولئِكَ وُفقائی و اكرمُ اُمَّتی علیَّ. ـ « بحارالانوار، ج 51، ص 72»
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: خوشا به حال كسی كه زمان قائم ـ علیه السّلام ـ را درك كند در حالی كه قبل از قیامش از او پیروی می كرده به او و ائمه هدا قبل از او متمسك شده و از دشمنانشان، به سوی خداوند بی زاری جسته آنها دوستان من و كریم ترینِ امت من هستند.
6. عن حسن بن علی بن ابیطالب ـ علیهم السّلام ـ قال: یُطیلُ الله عُمرَهُ فی غَیبَهٍ ثُمَّ یُظهِرَهُ بِقُدرَتِهِ فی صُورَهِ شابٍ، ابنِ دونَ اربعین سنهٍ ذلك لِیُعلَم اَنَّ اللهَ علی كل شیءٍ قدیر. ـ «بحارالانوار، ج 51، ص 123»
امام حسن ـ علیه السّلام ـ فرمودند: خداوند در زمان غیبت عمر او را طولانی می گرداند سپس او را با قدرت خود به صورت جوانی كه سنش كمتر از چهل سال است ظاهر می كند تا همه بدانند خداوند بر هر چیزی تواناست.
7. قال الحسین بن علی ـ علیه السّلام ـ: امّا انَّ الصابِرَ فی غیبتِهِ علی الاذی و التكذیبِ بمنزلهِ المجاهدِ بالسیف بینَ یَدَی رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ . ـ «بحارالانوار، ج 51، ص 133»
امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرمودند:«همانا كسی كه در زمان غیبت بر آزار و اذیت و تكذیب كردنها صبر كند همانند كسی است كه با شمشیر در كنار رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مبارزه می كند.
8. عن ام هانی قال قلت لابی جعفر ـ علیهما السّلام ـ ما معنی قولِ الله عزوجل«فلا اقسم بالخُنَّس؟» قال لی:‌یا ام هانی امام یخنس نفسه حتی ینقطع عن الناس علمه سَنَهُ ستین و مأتین ثم یبدو كالشهاب الواقد فی اللیله الظلماء فان ادركتِ ذلك الزمان قرت عیناك. ـ « بحارالانوار، ج 51، ص 138»
ام هانی گوید به امام باقر ـ علیه السّلام ـ عرضه داشتم، معنی كلام خداوند در آیه‎ی «فلا اقسم بالخُنَّس ـ التكویر، آیه‎ی 15» چیست؟ حضرت فرمود:«ای ام هانی این آیه درباره‏ی امامی است كه خود را پنهان نموده بگونه ای كه از سال 260مردم او را نمی شناسند. سپس مانند شهابی درخشنده در شب تاریك، ظهور می كند پس اگر تو آن زمان را درك كردی چشمت روشن.
9. قال ابو عبدالله الصادق ـ علیه السّلام ـ: من اَقَرَّ بالائمهِ مِن آبائی وَ وُلدی و حَجَدَ المَهدیّ من وُلدی كان كمن اقرّ بجمیع الانبیا و جحد محمداً ـ صلّی الله علیه و آله ـ نبوته. ـ «بحارالانوار، ج 51، ص 145»
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: هر كس به امامت ائمه هدی از پدران و فرزندانم اقرار كند ولی فرزندم مهدی را انكار نماید مانند كسی است كه به نبوت تمامی پیامبران اقرار كند اما نبوت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ را انكار نماید.
10. لَمّا حَمَلَتْ جاریهُ ابی محمد ـ علیهما السّلام ـ قال: سَتُحمِلینَ ذَكَراً و اسمُهُ محمدٌ و هو القائم من بعدی. ـ «بحارالانوار، ج 51، ص 2»
زمانی كه كنیز امام حسن عسكری (نرجس خاتون) حامله شد حضرت فرمودند: بزودی پسری را حمل می كنی كه اسم او محمد است و او امام بعد از من است.
11. عن ایوب ابن نوح قال: قلتُ لابی الحسن الرضا ـ علیه السّلام ـ: انّا نرجُوا اَن تكونَ ... ـ «بحارالانوار، ج 51، ص 37»
ایوب بن نوح گوید: به امام رضا ـ علیه السّلام ـ عرضه داشتم كه ما امید داریم شما صاحب الامر باشید و خداوند امر ظهور را به راحتی و بدون جنگ به شما واگذار كند، همانا ما با شما بیعت كرده ایم و درهم ها را بنام شما ضرب كرده ایم، حضرت ـ علیه السّلام ـ فرمودند: از ما اهلبیت احدی نیست كه نامه های (فراوانی) برای او بیاید و با انگشتان به او اشاره شود و از مسائل (متفاوتی) از او سئوال شود و اموالی برایش بیاورند مگر اینكه كشته می شود یا می میرد تا اینكه خداوند برای این امر پسر بچه ای را مبعوث می كند.
12. قال سلیمان: فقلت للصادق ـ علیه السّلام ـ : فكیف ینتفع الناس بالحجه الغائب المستور؟ قال: كما ینتفعون بالشمس اذا سترها السحاب. ـ «بحارالانوار، ج 52، ص 92»
سلیمان گوید: به امام صادق ـ علیه السّلام ـ عرضه داشتم: مردم چگونه از حجت از نظر پنهان استفاده می كنند و نفع می‏برند؟ حضرت فرمودند: همان گونه كه از خورشید پشت ابراستفاده می كنند (از او نیز نفع می برند استفاده می كنند.)
13. عن ابی عبدالله قال: رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ: لابد للغلام من غیبه. فقیل له: و لم یا رسول الله ، قال: یخاف القتل. ـ «بحارالانوار، ج 52، ص 90»
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: مهدی در حالی كه پسر بچه است غائب باشد گفته شد: ای رسول خدا غیبت برای چه، حضرت فرمودند: می ترسد كشته شود.
14. من ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ قال: صاحب هذا الامور تعمی ولادته علی (هذا) الخلق لئلا یكون لاحد فی عنقه بیعه اذا خرج. ـ «بحارالانوار، ج 52، ص 95»
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: ولادت صاحب الامر ـ علیه السّلام ـ بر این مردم پوشیده است تا بیعت هیچ كس در هنگام ظهور بر گردن او نباشد.
15. عن الصادق ـ علیه السّلام ـ للقائم غیبتان: احداهما طویله و الاخری قصیره، فالاولی یَعلَمُ بمكانه فیها خاصه من شیعته و الاخری لا یعلم بمكانه فیها (الا) خاصّهُ موالیهِ فی الدینه. ـ «بحارالانوار، ج 52، ص 155»
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: برای قائم ـ علیه السّلام ـ دو غیبت وجود دارد. یكی بلند مدت و یكی كوتاه مدت، پس در غیبت اول (كه كوتاه مدت است) شیعیان خاص او جایش را می دانند اما در غیبت دوم (كه بلند است) جز خواص دوستان دینی اش كسی جای او را نمی داند.
16. عن النبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ قال: افضل جهاد امتی انتظار الفرج. ـ «بحارالانوار، ج 77، ص 143»
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: برترین جهاد امت من، انتظار فرج است.
17. عن علی بن الحسین ـ علیهما السّلام ـ قال: ان اهل زمان غیبه، القائلون بامامته، المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان. ـ «بحارالانوار، ج 52، ص 122»
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ فرمودند: همانا مردم زمان غیبت همانها كه امامت او را پذیرفته اند و منتظر ظهور اویند برتر از افراد همه زمانها هستند.
18. عن محمد بن علی ـ علیهما السّلام ـ قال: انه لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلك الیوم حتی یخرج فیملأ الارض قسطا و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً. ـ «بحارالانوار، ج 51، ص 156»
امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: اگر جز یك روز از دنیا نمانده باشد خداوند آن روز را طولانی می كند تا مهدی قیام كند و دنیا را آنچنان كه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد گرداند.
19. قال امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ: هو شابٌ مربوعٌ، حَسَنُ الوجهِ حَسَنُ الثَّعرِ، یَسیلُ شَعرُهُ علی منكبیهِ و نُورُ وجِههِ یَعلُو سَوادَ لحِیتِهِ و رأسِهِ. ـ «بحارالانوار، ج 51، ص 36»
امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: او (مهدی عجل اله فرجه) جوانی است چهار شانه، نیكو روی و زیبا موی كه مویش بر شانه اش ریخته و نور صورتش بر سیاهی موی سر و صورتش برتری دارد.
20. عن یمان التمار قال: كنا عند ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ جلوساً فقال لنا: انَّ لِصاحِبِ هذا الامر غیبهٌ المتمسك فیها بدینه كا لخارط للقتاد. ـ «اصول كافی، ج 1، ص 335»
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: همانا برای صاحب الامر غیبتی است (پس) كسی در دوران او دین خود را حفظ كند مانند كسی است كه خار مغیلان را با دست بتراشد.
21. عن زاره قال: سمعت ابا عبدالله ـ علیه السّلام ـ .... اذا ادركتَ هذا الزمان فادع بهذا الدعاء اللهمَّ عَرِّفنی نفسَكَ فانَّك اِن لم تُعرِّفْنی نفسَك لم اعرِف نَبیَّكَ، اللهمَّ عرَّفْنی ... ـ «اصول كافی، ج 1، ص 337»
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: ... هر گاه زمان غیبت را درك كردی و در آن زمان قرار گرفتی پس این دعا را بخوان: خداوندا شناخت خودت را به من عطا كن چرا كه اگر تو خود را، به من نشناسانی، نبیت را نخواهم شناخت، خداوندا رسولت را به من بشناسان چرا كه اگر شناخت رسولت را به من عطا نكنی حجت تو (كه امام زمان است) را نخواهم شناخت، خداوندا حجتت را به من بشناسان چرا كه اگر شناخت او را به من ندهی از دینم گمراه می شوم.
22. سمعت ابا جعفر ـ علیه السّلام ـ یحدث: اذا قام القائم عرض الایمان علی كل ناصب فان دخل فیه بحقیقهٍ و الا ضُرِبَ عُنُقُهُ او یُؤَدِی الجزیهَ كما یؤدیها الیوم اهل الجزیه. ـ «روضه كافی، ص 227»
امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: زمانی كه قائم ـ علیه السّلام ـ قیام كند ایمان را بر هر بت پرستی عرضه می‏كند، پس اگر واقعاً ایمان آورد او را رها می كند و اگر ایمان حقیقی نیاورد یا گردن او را می زند و یا او را مجبور به پرداخت جزیه می كند چنانكه اهل ذمه امروز جزیه می دهند.
23. سمعت ابا عبدالله ـ علیه السّلام ـ یقول: ان قائمنا اذا قام مد الله عزوجل لشیعتنا فی اسماعهم و ابصارهم حتی لا یكون بینهم و بین القائم برید، یكلمهم فیسمعون و ینظرون الیه و هو فی مكانه. ـ «روضه كافی، ص 241»
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: وقتی قائم ما ـ علیه السّلام ـ قیام كند خداوند چشمان و گوشهای شیعیان ما را تیز می كند بگونه ای كه میان قائم و شیعیانش پیكی نیست، او صحبت می كند و آنها می شنوند و او را می‏بینند در حالی كه در جای خود می باشد.
24. بدر بن الخلیل الازدی قال: كنت جالساً عند ابی جعفر ـ علیه السّلام ـ فقال: آیتان تكونان .... ـ «روضه كافی، ص 212، حدیث 258»
امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: قبل از قیام قائم ـ علیه السّلام ـ دو علامت ظاهر می شود كه از زمان فرود آمدن حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ به زمین (تا آن روز) رخ نداده است. 1. خورشید در نیمه ماه رمضان می گیرد و ماه در آخر ماه رمضان می گیرد. در این هنگام شخصی گفت: ای فرزند، رسول خدا كسوف در آخر ماه و خسوف در نیمه ماه است. حضرت فرمود: آنچه را گفتی می دانم لكن این دو نشانه هایی (بی‏سابقه‏اند و) از زمان حبوط آدم ـ علیه السّلام ـ (تا آن زمان) رخ نداده است.
25. قال ابو جعفر ـ علیه السّلام ـ: اذا رایت الفاقه و الحاجه قد كثرت و انكر الناس بعضهم بعضاً فعند ذلك فانتظر امر الله عزوجل .... ـ «روضه كافی، ص 221، ص 276»
امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: هر گاه دیدی فقر و نیازمندی زیاد شد و مردم یكدیگر را نمی شناختند در آن هنگام منتظر امر الهی (یعنی ظهور، ولی عصر عجل اله فرجه) باش. به حضرت عرضه داشتم: جانم بفدای شما فقر و نیازمندی را فهمیدم، اما اینكه فرمود: مردم یكدیگر را نمی شناسند یعنی چه؟ حضرت فرمود: شخصی از شما بنزد برادر دینی اش می رود و نیاز خود را مطرح می كند و از او استمداد می طلبد پس آن شخص به گونه ای به او می نگرد و به صورتی با او سخن می گوید كه قبل از آن آنگونه با او برخورد نمی كرد.
26. لما صالح الحسن بن علی ـ علیه السّلام ـ معویه بن ابی سفیان .... قال: اما علمتم انه مامنا الا ویقع فی عنقه بیعه لطاغیه امام زمانه الا القائم الذی یصلی روح الله ـ علیه السّلام ـ خلفه. ـ «منتخب الاثر، ص 263»
زمانی كه امام حسن مجتبی با معاویه صلح كرد خطبه ای خواندند و فرمودند: آیا نمی دانید هیچ كس از ما ائمه نیست جز اینكه بیعت با حاكم ستمگر زمانش بر گردن او می رود و مجبور به بیعت می شود بجز قائم همان كسی كه عیسی بن مریم روح الله پشت سرش نماز می خواند.
27. عن امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ قال: الا و انَّ من ادركها منا یسری فیها بسراج منیر و یحذو فیها علی مثال الصالحین. ـ«نهج البلاغه، خ 150»
امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: بدانید كه همانا آن كسی كه از ما (مهدی عجل آله فرجه) فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشن در آن گام می نهد (یعنی، خود دچار فتنه می شود و دیگران او را فتنه نمی شمارند) و بر سیره و روش صالحان رفتار می كند.
28. عن سلمان الفارسی قال: قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ: الائمه بعدی اثنا عشر، عدد شهور الحول و منا مهدی هذه الامه له هیبهُ موسی و بهاءُ عیسی و حكمُ داودَ و صبوُ ایوب. ـ «منتخب الاثر، ص 26»
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ : فرمودند: ائمه بعد از من 12 نفرند؛ به تعداد ماه های سال و مهدی این امت از ما است، هیبتی موسی گونه دارد و به زیبایی مانند عیسی است و در حكم مانند داود و صبری ایوب وار دارد.
29. عن ابی جعفر ـ علیه السّلام ـ: ان الله تبارك و تعالی حیث خلق الخلق ... اخذ المیثاق علی اولی العزم اننی ربكم و محمد رسولی و علی امیرالمؤمنین و اوصیاه من بعده ولاه امری و خزان علمی و انّ المهدی .... ـ «اصول كافی، ج2، ص 8»
امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: خداوند تبارك و تعالی زمانی كه مخلوفات را آفرید .... از پیامبران اولی العزم پیمان گرفت كه من پروردگار شمایم و محمد فرستاده من است و علی و جانشین بعد از او والیان امر و مخزن علم من هستند (یعنی رهبری علمی و سیاسی بدست آنهاست.) و همانا به وسیله مهدی دینم را یاری می كنم و حكومتم را بر پا می سازم و از دشمنانم انتقام می گیرم و بوسیله او همه را به بندگی خود می كشانم خواه از روی اطاعت باشد و خواه از روی اكراه.
30. عن النبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ قال: یخرج المهدی من ولدی یصلح الله تعالی امره فی لیله فیملأ الارض عدلاً كما ملئت جوراً. ـ «الصراط المستقیم، ج 2، ص 122»
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: مهدی كه از فرزندان من است قیام می كند در حالی كه خداوند یك شبه امر قیام او را اصلاح می كند پس زمین را همانگونه كه پر از ظلم و ستم شده پر از عدل و داد می كند.
31. عن امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ (فی وصایاه لابنه الحسن ـ علیه السّلام ـ): ثم تقدم یا ابا محمد و صلِّ علیَّ یا بنی یا حسن و كبّر علیَّ سبعاً و اعلم انه لا یحل ذلك لاحدٍ الا علی رجلٍ یخرج فی آخر الزمان اسمه القائم المهدی من ولد اخیك الحسین یقیم اعوجاج الحق. ـ «مستدرك الوسائل، ج 2، ص 268»
امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: پس ای ابا محمد بعد از من تو جانشین شو و ای فرزندم ای حسن بر من نماز بخوان و بر من هفت تكبیر بگو، و بدان حقیقت تكبیر بر كسی جایز نیست مگر بر مردی كه در آخر الزمان می آید نام او قائم مهدی است كه از فرزندان برادرت حسین است و راه حق را كه كج شده راست می گرداند.
32. عن النبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ قال: انت ابو الائمه الاحدی عشره من صلبكَ مطهرون معصومون و منهم المهدی. ـ «الصراط المستقیم، ج 2، ص 126»
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: (ای علی) تو پدر یازده امام كه از صلب تو هستند می باشی امامانی پاك و معصوم و مهدی از آنهاست.
33. عن النبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ: الائمهُ من بعدی اثنا عشر اولهم انت یا علی و آخرهم القائم المهدی یفتح لله علی یده مشارق الارض و مغاربها. ـ «الصراط المستقیم، ج 2، ص 126»
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: ائمه بعد از من 12 نفرند اولشان تویی ای علی و آخرینشان مهدی قائم است، خداوند بدست او شرق و غرب را فتح می كند.
34. قال ابو جعفر ـ علیه السّلام ـ: انّ القائم اذا قام بمكه و اراد ان یتوجه الی الكوفه نادی منادیهِ الا لا یحملْ احدٌ منكم ...
امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: همانا قائم ـ علیه السّلام ـ زمانی كه در مكه قیام كرد خواست به سوی كوفه حركت كند كه منادیش ندا می دهد. «آگاه باشید هیچ كس از شما نه غذا و نه نوشیدنی حمل نكند» و حضرت سنگ موسی بن عمران را همراه خود دارند و آن بار شتری است پس در هیچ جای فرود نمی آیند مگر اینكه چشمه ای از آن می جوشد پس هر كس گرسنه باشد سیر آب می شود و این توشه آنها تا نجف است.
35. عن ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ قال: سَنَهُ الفَتحِ ینشَقُّ الفرات حتی یدخل الكوفه و ازقتها. ـ «اثبات الهداه، ج7، ص419»
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: سالی كه فرج حاصل می شود (و مهدی قیام می كند) فرات طغیان می كند به گونه ای كه آب وارد كوفه می شود و آنرا كوچك می كند.
36. عن ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ قال: السفیانی من المحتوم و خروجه فی رجب. ـ «اثبات الهداه، ج 7، ص 340»
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: خروج سفیانی از امور حتمی است و قیامش در ماه رجب است.37. عن ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ قال: قبل قیام القائم ـ علیه السّلام ـ تجزل حرب قیس. ـ «اثبات الهداه، ج 7، ص 428»
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: پیش از قیام حضرت قائم جنگ قیس دامنه پیدا كند.
38. عن اصبغ بن نباته قال: سمعت علیاً ـ علیه السّلام ـ یقول: اِنَّ قَبلَ قیام القائمِ سنینَ خُداعَهً یُكَذَّبُ فیها الصادقُ و یُصَدَّقُ فیها الكاذبُ. ـ «اثبات الهداه، ج 7، ص 428»
امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ فرمودند: همانا قبل از قیام قائم (عجل اله فرجه) سالهای نیرنگ است كه در آن سالها شخص راستگو و درست كار را تكذیب می كنند و شخص دروغ گو را تصدیق می نمایند.
39. عن ابی جعفر ـ علیه السّلام ـ قال: السُّفیانی و القائمُ فی سَنَهٍ واحدهٍ. ـ «اثبات الهداه، ج 7، ص 426»
امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: خروج سفیانی و قیام قائم ـ علیه السّلام ـ در یك سال اتفاق می افتد.
40. قال ابو جعفر ـ علیه السّلام ـ و قد سألته عن القائم ـ علیه السّلام ـ فقال: لا یكون حتی ینادی مناد من السماء یسمع اهل المشرق و اهل المغرب حتی یسمع الفتاه فی حذرها. ـ «اثبات الهداه، ج 7، ص 424»
امام باقر ـ علیه السّلام ـ در جواب سئوالی كه در مورد قائم ـ علیه السّلام ـ از او پرسیده شده بود فرمودند: قیام نمی كند تا منادیی را از آسمان ندا دهد، ندایی كه اهل شرق و غرب عالم حتی دختران پرده نشین از پس پرده آنرا می شنوند.

بررسی روایات درباره امام زمان(عج)
احادیث و روایاتى كه از اهل بیت(علیهم السلام) به دست ما رسیده، از حیث سند و دلالت، مختلف هستند. برخى از آن ها، متواتر و برخى، مستفیض یا خبر واحد هستند و از جهتى، برخى، صحیح و برخى دیگر، حسن به شمار مى آیند و برخى نیز به دلیل مجهول بودن رواى حدیث یا غیر موثق بودن راوى، ضعیف شمرده مى شوند.
احادیث مربوط به امام مهدى (عج) نیز از این قاعده مستثنا نیستند و از دیدگاه علم حدیث، هر یك از جایگاه جداگانه اى برخوردار هستند، ولى با این همه، برخى از مطالب، در بیش تر این احادیث، مشترك هستند و در اكثر احادیث به این مطالب اشاره شده، به همین دلیل مى توان ادعا كرد كه این مطالب مشترك اگر چه متواتر لفظى نباشند، متواتر معنوى هستند. بنابراین، بدون كم ترین شبهه اى، مى توان به این مطالب استناد كرد.
در این جا تنها به مطالب مشترك اشاره مى شود و براى هر یك از این مطالب، یك حدیث به عنوان شاهد آورده مى شود:
1- امام مهدى (عج) هم نام رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است:
قال النبى(صلى الله علیه وآله): «اسمه كاسمى و اسم أبیه كاسم ابنى و هومن ولد بنتى یظهر الله الحق بهم و یخمد الباطل باسیافهم...;[1] اسم او، مانند اسم من است و اسم پدرش، مانند اسم فرزندم است. او، از فرزندان دخترم است. خداوند، به دست آنان، حق را آشكار مى كند و با شمشیرهاى آنان، باطل را فرسوده مى كند...».
2- از اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و از فرزندان امام حسین(علیه السلام) است:
قال النبى(صلى الله علیه وآله): «لاتذهب الدنیا حتّى یقومَ بأمر أُمتّى رجل من ولدالحسین یملأها عدلا كما ملئت ظلماً و جوراً;[2] دنیا به پایان نمى رسد، مگر این كه مردى از فرزندان حسین(علیه السلام) براى اصلاح امر امّت من، قیام كند و جهان را پر از عدل كند، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده بود».
3- امام مهدى (عج) فرزند امام حسن عسكرى(علیه السلام) است:
امام حسن عسكرى (عج) به نرجس خاتون فرمود: «ستحملین ذكراً و اسمه م ح م د و هو القائم من بعدى; به زودى پسرى به دنیا خواهى آورد كه اسمش م ح م د است و او بعد از من قائم و امام است».[3]
4- آن حضرت قبل از ظهور به غیبت طولانى مى روند:
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «المهدی من ولدى. اسمه اسمى و كنیته كنیتى أَشبه الناس بی خَلْقاً و خُلْقاً. تكون له غیبه و...;[4] مهدى، از فرزندان من است. اسمش، اسم من و كنیه اش، كنیه ى من است. از حیث خلق و خوى و شكل و صورت، شبیه ترین مردم به من است. براى او غیبتى است...».
5- به هنگام ظهور، زمین را پر از عدل و داد مى كند و حضرت عیسى پشت آن حضرت نماز مى گذارد:
ابن عباس، از رسول خدا نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: «جانشینان و اوصیاى من و حجّت هاى خداوند بر خلق، بعد از من، دوازده نفرند. اولشان برادرم و آخرشان فرزندم است.». گفته شد: «یا رسول الله! برادر تو كیست؟». فرمود: «على بن ابى طالب.». گفته شده: «فرزندت كیست؟». فرمود: «مهدى است كه جهان را پر از قسط و عدل مى كند، همان گونه كه پر از ظلم و جور شود. قسم به آن كه مرا مبعوث كرد! اگر از دنیا، فقط یك روز بماند، خداوند آن روز را طولانى كند تا این كه در آن روز، فرزندم مهدى ظهور كند و روح الله عیسى بن مریم نزول كند و پشت سر او نماز بگزارد. و زمین به نور پروردگار او روشن شود و حكومتش شرق و غرب را فراگیرد».[5]
البته موارد و مطالب مشترك احادیث مربوط به امام مهدى (عج) بیش تر از موارد مذكور است، ولى به دلیل طولانى نشدن به همین اندازه اكتفا مى شود.
- چه مقدار روایت از اهل بیت(علیه السلام) در مورد امام مهدى(علیه السلام)به دست ما رسیده است؟
اوّلا، اخبار مربوط به ظهور امام مهدى (عج) از دید اهل سنّت، به حدّ تواتر رسیده و اصل مسلّمى به شمار مى آید و نزد شیعه نیز این احادیث فراتر از حدّ تواتر است به گونه اى كه آیه الله العظمى صافى در كتاب منتخب الاثر مى نویسد:
بر هر كسى كه توجّه به تاریخ و احادیث داشته باشد، معلوم است كه بشارت هاى نقل شده از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اهل بیت(علیهم السلام)و اصحاب آن حضرت در مورد ظهور مهدى (عج) به تواتر رسیده است».[6]
ثانیاً، باید گفت، تاكنون استقراى كاملى در مورد تمام احادیث مربوط به امام مهدى (عج) صورت نگرفته است، ولى در این مورد مى توان به كتاب هایى اشاره كرد كه سعى كرده اند بخشى از احادیث مربوط به آن حضرت را گردآورند:
1- مرحوم شیخ الطائفه، محمّد طوسى در كتاب الغیبه بخش مهمّى از احادیث مربوط به امام مهدى (عج) را گردآورده است.
2- مرحوم نعمانى نیز در كتاب الغیبه بخشى از این احادیث را نقل كرده است.
3- علامه مجلسى، جلدهاى پنجاه و یكم و پنجاه و دوم و پنجاه و سوم كتاب بحارالأنوار را به تاریخ امام مهدى (عج) اختصاص داده است.
4- از علماى معاصر نیز آیه الله العظمى صافى گلپایگانى در كتاب منتخب الاثر احادیث مربوط به امام مهدى (عج) را گردآورده است. ایشان، مجموع احادیث مربوط به آن حضرت را كه در كتاب هاى مختلف و معتبر اهل سنّت و شیعه ذكر شده، حدود شش هزار و سیصد و سى و هشت روایت مى داند و در كتاب مذكور، با حذف احادیث مكرر نهصد و بیست و نه حدیث را نقل كرده اند.

--------------------------------------------------------------------------------
[1]. بحارالأنوار، ج 51، ص 67.
[2]. همان، ج 51، ص 66.
[3]. همان، ج 51، ص 161.
[4]. بحارالأنوار، ج 51، ص 72.
[5]. همان، ج 51، ص 71.
[6]. منتخب الأثر، آیه الله العظمى صافى گلپایگانى، مقدمه، ص 2.
رسول رضوي- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ / از يمن دعاي شب و ورد سحري بود
۱۱-۲۷-۱۳۸۸ ۰۲:۱۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 

« قدیمی تر | جدید تر »


پرش در انجمن:


زمان کنونی: ۵-۷-۱۳۸۹, ۰۸:۴۹ عصر