نام کاربری:
کلمه عبور:   



ارسال پاسخ 
منظور از ال حضرت محمد(ص)
نویسنده پیام
مخلوق اریایی آفلاین
خادم مهدی یاران
******

ارسال ها: 34
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۸۸
اعتبار: 0
شماره ارسال: #1
منظور از ال حضرت محمد(ص)
یا علیم(786)
سلام و درود

منظور از ال محمد چیست؟
به خطا تصور می شود که منظور از ال محمد(ص) نسلهای ایشان هستند و بخاطر این تصور اشتباه گاهی در ذهن ما ساین سوال پیش میاید چرا خدا تبعیض قائل می شود مگر تنها حضرت محمد مجاهد الی الله بودند
حال بنده به اندازه اطلاعات اندکم توضیح خواهم داد که خدا عادل است و تبعیض قائل نمی شود و منظور از ال محمد چکسانی هستند؟
باید عرض شود که حتی نزدیکترین رابطه خونی و ژنتیکی را اگر با پیامبری از خدا داشته باشیم دلیل بر رستگاری ما نمیشود یک نمونه ی ان پسر نوح(ع)
ایا حضرت علی از نسل پیامبر بودند خیر البته نسبت خویشاوندی داشتند ولی از نسل ایشان نبودند ایا سلمان فارسی از نسل حضرت محمد بودند خیر نبودند و اما زاده بودن هم دلیل بر پاک بودن نیست
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد
این مقدمات کوتاه را عرض کردم تا بگویم منظور از ال حضرت محمد(ص) چکسانی هستند.
منظور از ال محمد (ص) به موارد زیادی اطلاق می شود که بنده تا انجایی که حضور ذهن دارم خدمتتان عرض میکنم :
پیروان حضرت محمد(ص) ، افرادی که با خون خود درخت اسلام را ابیاری کردند ، افرادیکه که حضرت محمد(ص) را به نبوت قبول دارند و حاضرند در راه خدا جان خود را فدا کنند
کسانی که لا اله الا الله و اشهد... را از ته موجودیت خود گویند و به دستورات خدا عمل کنند و همانطور که گفته شد حاضرند جان خود را در راه تنها خدا فدا کنند
12 امام و پیروانش و پیروان راه حق امروز هم جز ال محمد هستند
از نسل حضرت محمد امامی نداریم بلکه از امام حسین (ع) 1 امام فرزند ایشان و بقیه از نوادگان و نسل ایشانند پس اگر مبنا نسل خونی بود می گفتیم اکثر امامان جز ال ایشان نیستند
اما امامان بخاطر پیروی از خدا و اطاعت از او و رسولش و همینطور پیروان انها و چه در گذشته چه حال و چه اینده ال محد (ص) هستند
موقعیکه ما از خدای منان می خواهیم که درود فرستد بر محد و ال ایشان منظور حتما خاندان ایشان نیست
بلکه تمام افرادی که پیرو فرمان حق بوده و هستند و خواهند بود چه می خواهد از نسل ایشان باشد چه نباشد
اینها نظرات بنده بود از اندک اندوختگانم و همانطور که میدانیم چون وحی منزل نیست امکان بروز خطا از بشر ممکن الخطایی مانند بنده موجودیت یابد
کل بشر ممکن الخطاییم نه جایز الخطا
در پناه خدای حق و حقیقت

بزرگترین اقیانوس ارام است
پس ارام باش تا بزرگترین باشی
۱۱-۲۷-۱۳۸۸ ۰۷:۳۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Avini آفلاین
خادم مهدی یاران
******

ارسال ها: 69
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۸۸
اعتبار: 0
شماره ارسال: #2
RE: منظور از ال حضرت محمد(ص)
به نام خدايي كه دل را مي نوازد و آفتاب رحمتش از مرز ايمان و كفر " پاكي وناپاكي" شايستگي و ناشايستگي "و حتي از ميان دوستي و دشمنيمان مي گذرد./ “ آل ” از ماده “ اول ” است که به معنای سرپرستی و پیشوایی به کار می رود و آل هر کس به اهل او گفته می شود: یعنی کسانی که تحت سرپرستی او هستند.
با این حال این کلمه معمولا به معنای خاندان و دودمان به کار می رود که اخص از معنای لغوی آن است و تنها برای کسانی بکار می رود که به نوعی صاحب شرافت و برتری باشند و هرگز به خاندان کسی که ناشناخته و گمنام باشد و یا برتری ویژه ای نداشته باشد، آل گفته نمی شود.

در فرهنگ اسلامی و مواردی که در قرآن وجود دارد، نسل و خاندان یک شخص اختصاصی به پسران و پسرزادگان ندارد و خاندان یک شخص بواسطه فرزندان دختر او نیز قابل تعریف است. به همین دلیل است که در آیه مباهله، از امام حسن و امام حسین علیهما السلام به عنوان فرزندان پیغمبر یاد شده است.





در فرهنگ عامه و مواردی در روایات و آیات هست که آل به معنای پیروان و همدلان یک شخص به کار رفته است. برابر این معنا، آل محمد شامل همه پیروان حقیقی و رهروان راستین آیین محمدی خواهد بود. با این همه آنچه منظور اصلی در دعاها و اذکارهای نظیر “ اللهم صل علی محمد و آل محمد ” است، تنها گروه خاصی از دودمان رسول خدا سلام‌الله‌علیه را در بر می گیرد که همان اهل بیت رسول خدا و امامان معصوم (علیهم السلام) است و هرگاه قرینه خاصی در کلام نباشد، “ آل محمد” به همین معنا خواهد بود.

پس " آل محمد" معمولا بر اهل بیت معصوم رسول خدا اطلاق می شود. امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: آنان ـ ال محمد صلی الله علیه و آله ـ محل اسرار خداوند ملجأ فرمان او و محل علم پروردگار هستند. آنان مرجع احکام خداوند و پناهگاه کتابهای او و کوههای استوار دین او می باشند در قسمت دیگر از خطبه نهج البلاغه می فرماید:

(لایقاس به ال محمد و هذا الامه احمد لا یسوی بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا، هم اساس الدینی و عماد الیقین)؛ (هیچکس از این امت را با آل محمد صلی الله علیه واله مقایسه نتوان کرد. آنان که ریزه خوار نعمت آل محمدند یا آنها برابر نخواهند بود. آنها اساس دین و ارکان یقین اند.)

ابو هاشم می‌گوید:
از امام حسن عسگری علیه السلام درباره آیه 32 سوره فاطر سئوال کردم که خداوند می‌فرماید: « آنگاه کتاب را میراث بندگان برگزیده خویش قرار دادیم. برخی از آنها به خود ستم روا می‌دارند، برخی راه میانه را پیش گرفته‌اند و برخی از بندگان برگزیده ما به اذن خداوند، در خیر و خوبی سبقت گرفته‌اند.»

امام حسن عسگری علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود:« کلام خدا درباره‌ی هر سه گروه بی‌ارتباط با آل محمد نیست: آنها که به خود ستم روا می‌دارند، کسانی هستند که اقرار و اعتراف به حقانیت امامان نمی‌کنند؛ آنها که راه میانه و اعتدال را برگزیده‌اند، کسانی هستند که آگاه به مقام امامان‌ هستند و آنها که در خیر و خوبی سبقت گرفته‌اند، خود امامان‌اند.»
من با شنیدن این حرف، در فکر فرو رفتم، از مقامی که خدا به آل محمد صلی الله علیه و آله عطا فرموده، حیرت کردم و اشک‌هایم جاری شد.

امام حسن عسگری علیه السلام نگاهی به من کرد و فرمود:« مقام آل محمد صلی الله علیه و آله از آنچه تو تصور می‌کنی برتر است. ای ابو هاشم، خدا را سپاسگزار باش که تو را از چنگ‌زنندگان به ریسمان آل محمد صلی الله علیه و آله قرار داده است. روز قیامت که هر گروهی را با نام پیشوایان‌شان آنها می‌خوانند، تو را با نام آل محمد صلی الله علیه و آله می‌خوانند. همانا تو در راه خیر و خوبی گام برمی‌داری.»

آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم که از آنها با تعابیر اهلبیت رسول الله علیهم السلام و عترت نیز یاد می‌شود مقامی بسیار والا دارند.
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در بیان معنای آل محمد می‌فرماید:«آل محمد محل اسرار، ملجأ فرمان و ظرف علم پروردگارند. آنان مرجع احکام خداوند، پناهگاه کتاب‌های او و کوه‌های استوار دین اویند. خداوند به وسیله آنان، خمیدگی پشت دین را راست نمود و لرزش‌های آنان را از میان برد.»
و نیز می‌فرماید:«هیچ کس از این امت را با آل محمد صلی الله علیه و آله مقایسه نتوان کرد. آنان که جیره‌خوار خوان نعمت آل محمدند با آنها برابر نیستند. آنها اساس دین و ارکان یقین اند.»

منابع:
نهج البلاغه، ‌خطبه 2

حسین بن حسن یکی از نوادگان امام جعفر صادق علیه السلام بود که در قم زندگی می کرد و آشکارا شراب می‌نوشید. روزی به منزل احمد بن اسحاق اشعری که وکیل امام حسن عسگری علیه السلام در امور اوقاف بود رفت ولی احمد بن اسحاق به او اجازه دیدار نداد. حسین بن حسن نیز محزون به خانه برگشت.
همان سال احمد اسحاق پیش از حج به سامراء رفت و اجازه خواست تا با امام حسن عسگری علیه السلام ملاقات کند ولی امام اجازه نداد. احمد بن اسحاق مدتی گریست و بی تابی کرد تا سرانجام امام به او اجازه داد.
احمد اسحاق به امام عرض کرد:« ای پسر رسول الله، چرا مرا از دیدارتان منع کردید، در حالی که من از شیعیان و دوستان شما هستم؟»





امام فرمود:« زیرا تو پسر عموی ما را از خانه ات طرد کردی.»
احمد بن اسحاق شروع به گریه کرد و سوگند خورد که هدفش فقط این بوده که حسین بن حسن از خوردن شراب توبه کند.
امام فرمود:« درست می‌گویی، ولی در هر حال احترام و تکریم آنها باید به جای خود محفوظ باشد. مبادا آنان را تحقیر و خوار کنی زیرا به ما منسوب هستند؛ و گرنه از زیانکاران خواهی گشت.»
احمد بن اسحاق از حج برگشت و وارد قم شد. بزرگان و اشراف به دیدارش آمدند و حسین بن حسن هم همراه آنان بود. احمد بن اسحاق با دیدن او به طرف او شتافت و از او استقبال کرد و او را در بالای مجلس جایش داد.
حسین بن حسن که بسیار تعجب کرده بود، علت این برخورد را از احمد بن اسحاق جویا شد. او نیز سخنان امام حسن عسگری علیه السلام را بازگو کرد. حسین بن حسن با شنیدن ماجرا از کارهای زشتش پشیمان شد و توبه کرد، سپس به خانه اش مراجعت کرد و همه شراب‌ها را به زمین ریخت، از باتقوایان خداترس شد و پیوسته در مسجد معتکف می‌شد تا از دنیا رفت و در نزدیکی قبر مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد.

منابع:
بحار الانوار، ج 50، ص 323، ح 17

مراد از آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ فقط اولاد محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ هستند يا ديگران را هم شامل مي‌شود؟ اگر فقط اولاد آن حضرت هستند، پس علي بن ابيطالب را شامل نمي‌شود و اگر ديگران را شامل مي‌شود پس زنان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ هم در اهلبيت داخل هستند؟


نمایش پاسخ ...
در مقدمه لازم است بدانيد كه اهل بيت منحصر است در اين افراد از مضمون منابع اسلامي چنين بر مي‌آيد كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در مورد اهل بيت كه در آيه تطهير آمده است خود و علي و فاطمه و حسنين را مصاديق آن برشمرده‌اند. ام سلمه خواست به جمع آنها بپيوندد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: تو آدم خوبي هستي، ولي اينجا جاي تو نيست.[1]
اهل البيت كيانند؟
نظريات مختلفي ارائه شده است:
1. برخي از مفسران اهل سنت آن را به همسران رسول تفسير كرده‌اند[2] و طبق اين نظريه علي، فاطمه و حسنين ـ عليهم السّلام ـ جزء اهل بيت نيستند. دليل اين نظريه اين است كه آيه تطهير در بين آياتي است كه همگي مربوط به زنان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ است. اين نظريه باطل است.
اولاً: در آيات پنجگانه قبل از آيه تطهير و نيز در صدر آيه 32 سوره احزاب مجموعاً 25 ضمير و فعل به صورت مؤنث آمده است و در آيه بعد (33) نيز دو مورد فعل و ضمير مؤنث آمده، امّا ضماير و افعال آيه تطهير همه مذكرند كه يا اختصاص به مردان دارد و يا شامل هر دو (زنان و مردان) مي‌شود، ولي قطعاً شامل عده‌ خاصي از زنان به تنهايي نمي‌شود.
ثانياً: با توجه به شرح و تفسير آيه تطهير، اهل البيت بايد داراي ويژگي عصمت مطلقه باشند كدام يك از دانشمندان و مفسران شيعه يا سني، براي همسران پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ عصمت قائل شده است؟ يكي از زنان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را مي بينيم كه با خليفه بر حق پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به مخالفت برمي‌خيزد و بيعت مي‌شكند برخلاف دستور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه به زنان خويش سفارش كرده بود از خانه‌هايشان پس از مرگ او خارج نشوند از مدينه خارج مي‌شود و سوار بر شتر به سمت بصره حركت مي‌كند و جنگ جمل شكل مي‌گيرد.
2. نظرية ديگر اين است كه منظور از اهل بيت شخص پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ، علي، حسن و حسين و فاطمه و همسران پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌باشد.[3]
طبق اين نظريه اشكال اول نظريه اول برطرف مي‌شود، چون مجموعه‌اي از زنان و مردان مي‌توانند مخاطب ضمير مذكر باشند ولي اشكال ديگر نسبت به زنان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اينجا نيز مطرح مي‌باشد. بنابراين نظريه فوق نيز قابل قبول نيست.
3. برخي از مفسران اهل البيت را به ساكنين مكه مكرمه تفسير كرده يعني به كساني كه اهل و ساكن مكه هستند اطلاق مي‌شود. اشكال نظريه او نيز در اينجا مطرح است. علاوه بر اين كه مردم مكه نسبت به مدينه امتيازي نداشتند.
4. نظريه چهارم، تمام علماي شيعه معقتدند كه منظور از اهل بيت افراد خاصي از خاندان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ يعني علي و فاطمه و حسن و حسين و در رأس آنها شخص پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌باشد.
شاهد بر صحت اين نظريه اين كه هيچ يك از اشكالات مطرح شده در نظريه‌هاي فوق اينجا نمي‌آيد. به علاوه روايات فراواني دالّ بر نظريه چهارم وجود دارد.
علامه طباطبايي در تفسير الميزان تعداد اين روايات را بيش از 70 روايت مي‌داند.[4] و جالب اين كه بيشتر روايات مذكور در كتب دست اول اهل سنت آمده است از جمله:
1. صحيح مسلم،[5] كه از معتبرترين كتابهاي حديثي آنهاست.
2. صحيح ترمذي،[6] يكي از كتابهاي 6 گانه صحاح.
3. المستدرك علي الصحيحين.[7]
4. السنن الكبري للبيهقي،[8] اين كتاب هر چند غالبا حاوي روايات فقهي است، ولي غيرفقهي نيز در آن آمده است.
5. الدّر المنثور سيوطي.[9]
6. شواهد التنزيل[10] حاكم حسكاني نيشابوري.
7. مسند احمد[11] (به نقل از كتاب آيات ولايت در قرآن، آيت الله مكارم، نسل جوان، 1381، ص 166، چ اول).
بنابر اين رواياتي كه اهل البيت را به پنج تن عبا ـ عليهم السّلام ـ تفسير كرده، هم از نظر تعداد در حد بالايي است و هم در كتب معتبر و دست اول اهل سنت آمده است.
فخر رازي پيرامون مقدار اين روايات و ميزان اعتبار آن اعتراف جالبي دارد. ايشان در ذيل تفسير آيه مباهله (61 آل عمران) مي‌گويد: و اعلم ان هذه الرواية كالمتفق علي صحّتها بين اهل التفسير و الحديث؛ اين روايت (كه اهل البيت را تفسير مي‌كند) روايتي است كه دانشمندان اهل تفسير و حديث همه اتفاق بر صحت آن دارند.[12]
نتيجه اين كه رواياتي كه اهل البيت را تفسير مي‌كند از نظر مقدار و اعتبار قابل گفتگو نيست، از ميان اين همه روايت تنها به ذكر يك حديث يعني حديث كساء قناعت مي‌كنيم.
حديث كساء به دو شكل آمده: 1. مفصل: متواتر نيست؛ 2. مختصر متواتر است.
مضمون حديث مختصر ‌كساء: روزي مقداري پارچه براي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آوردند. پيامبر به دنبال علي و فاطمه و حسن و حسين ـ عليهم السّلام ـ فرستاد. آنها به خدمت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آمدند. حضرت آنها را بر زير آن پارچه قرار داد. سپس فرمود: اللهم انّ هؤلاء اهل بيتي و خاصّتي اذهِب عنهم الرجس فنزل جبرئيل «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً» در كتب اهل سنت در ذيل اين روايت جمله اين روايت نيز آمده است: «ام سلمه جلو آمد و از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اجازه خواست كه او هم داخل آن جمع شود، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: تو آدم خوبي هستي، ولي اينجا جاي تو نيست.[13] در حديث ديگر همين جريان براي عايشه نيز نقل شده است.[14]
فلسفه اين كار توسط پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ جداسازي بوده است تا هيچ گونه اشكال تراشي امكان پذير نباشد و كمترين ابهام و اجمالي باقي نماند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . شواهد التنزيل، ج 2، ص 24 و 31، به نقل از آيات ولايت، مكارم شيرازي، نشر نسل جوان، سال 1381، قم، ص 167.
[2] . قرطبي، در تفسير الفرقان، ج 6، ص 5264، اين نظريه را از زجاج نقل مي‌كند.
[3] . التفسير الكبير، ج 25، ص 209.
[4] . الميزان، مترجم، ج 32، ص 178.
[5] . صحيح مسلم، ج 4، ص 1883، حديث 2424، به نقل از پيام قرآن، ج 9، ص 143.
[6] . احقاق الحق، ج 2، ص 503.
[7] . ج 2، ص 416، به نقل از احقاق الحق، ج 2، ص 504.
[8] . ج 2، ص 149.
[9] . الدر المنثور، ج 5، ص 198.
[10] . شواهد التنزيل، ج 2، ص 10 تا 92.
[11] . مسند احمد، ج 1، ص 330 و ج 4، ص 107 و ج 6، ص 292 (به نقل از پيام قرآن، ج 9، ص 144).
[12] . تفسير فخر رازي، ج 8، ص 80.
[13] . شواهد التنزيل، ج 2، ص 24 و 31.
[14] . شواهد التنزيل، ج 2، ص 37 و 38.


فایل های ضمیمه بند انگشتی
       

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ / از يمن دعاي شب و ورد سحري بود
۱۲-۱-۱۳۸۸ ۰۳:۴۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
مخلوق اریایی آفلاین
خادم مهدی یاران
******

ارسال ها: 34
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۸۸
اعتبار: 0
شماره ارسال: #3
منظور از ال حضرت محمد(ص)
یا حق
سلام و درود
ممنون از دوست عزیز اوینی گرامی بخاطر کاملتر شدن این تاپیک
به نظر اینجانب وقتی درود بر ال محمد(ص)می فرستیم پیروان را نیز در بر میگیرد چون این درود به علت فامیل بودن افرادی با حضرت محمد دلیل نمی شود اما اگر بگوییم ال محمد تمامی پیروان راه او هستند عقلانیتر به نظر می رسد چون ما درود میفرستیم بر انها به علت پاکی و مجاهد بودن در راه حق نه بخاطر خویشاوندی با فردی معصوم
چون هیچ خویشاوندی دلیل بر رستگاری انسان نیست پسر نوح هم فرزند پیامبر بود
ما مختاریم و ممکن الخطا
موفق باشید

بزرگترین اقیانوس ارام است
پس ارام باش تا بزرگترین باشی
۱۲-۱-۱۳۸۸ ۱۱:۵۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 

« قدیمی تر | جدید تر »


پرش در انجمن:


زمان کنونی: ۵-۷-۱۳۸۹, ۰۸:۴۶ عصر