نام کاربری:
کلمه عبور:   



ارسال پاسخ 
تروريسم سياسي
نویسنده پیام
کربلایی آفلاین
خادم امام مهدی (عجل الله)
********

ارسال ها: 415
تاریخ ثبت نام: ارد ۱۳۸۷
اعتبار: 2
شماره ارسال: #1
تروريسم سياسي
تروريسم سياسي در تاريخ معاصر ايران از اواسط دهة 1840م. با بابي‌گري آغاز شد و چنان با بابي‌گري پيوند خورد كه در دوران متأخر قاجار نام «بابي» و «تروريست» مترادف بود. مي‌دانيم كه بابي‌ها ترور اميركبير را طراحي كردند و در 28 شوال 1268 ق. به ترور نافرجام ناصرالدين شاه دست زدند كه به دستگيري گروهي از ايشان انجاميد. از آن پس اين شيوه در ايران تدام يافت و به ويژه در دوران انقلاب مشروطه و پس از آن اوج گرفت.

فعاليت‌هاي تروريستي دوران انقلاب مشروطه و پس ازآن با نام سردار محيي (عبدالحسين خان معزالسلطان)، احسان‌الله خان دوستدار، اسدالله خان ابوالفتح‌زاده، ابراهيم خان منشي‌زاده و محمّد نظر خان مشكات‌الممالك در پيوند است. درباره سردار محيي و احسان‌الله خان در بحث نهضت جنگل سخن خواهم گفت. ابوالفتح‌زاده، منشي‌زاده و مشكات‌الممالك عضو فرقة بهائي بودند. 1 ابوالحسن علوي، پدربزرگ علوي، مي‌نويسد: «[ابوالفتح‌زاده] در حدود سال 1328 سفر كوتاهي به اروپا كرد و بعد از مراجعت در 1329، كه مسيو مرنارد بلژيكي رئيس خزانه‌داري شد، او مأمور ماليات ساوجبلاغ و شهريار گرديد و بعد از مدت كمي به واسطة بدرفتاري با رعايا معزول شد و در همين موقع بود كه معلوم شد كه او جزو بهائي‌ها شده است و شب و روز براي پيشرفت آن دسته كار مي‌كند».2

اين سه نفر با حيدر عمو اوغلي، تروريست معروف قفقازي، رابطه وهمكاري نزديك داشتند.3 به نظر من، ديدگاه كساني كه حيدر عمو اوغلي را به عنوان رهبر تروريسم دوران مشروطه معرفي كره‌اند به كلي نادرست است. به عكس، حيدر عمو اوغلي در زير نظر ابوالفتح‌زاده و منشي‌زاده و مشكات‌الممالك و با هدايت و دستور كار ايشان كار مي‌كرد.4

فعاليّت‌هاي مخفي اسدالله خان ابوالفتح‌زاده (سرتيپ فوج قزاق) و ابراهيم خان منشي‌زاده (سرتيپ فوج قزاق) و محمّد نظرخان مشكات‌الممالك از سال1323 ق.

و با عضويت در انجمن مخفي معروف به «بين الطلوعين» آغاز شد كه جلسات آن در خانة ابراهيم حكيمي(حكيم الملك)، نخست وزير بعدي دوران پهلوي، برگزار مي‌شد و بسياري از اعضاي آن بابي ازلي و چندتن نيز بهائي بودند.5 اين همان نكته‌اي است كه آخوند خراساني و شيخ عبدالله مازنداراني بسيار دير(پنج سال بعد) متوجه شدند و مازنداراني در نامة 29 جمادي‌الثاني 1328 ق. به حاجي محمّدعلي بادامچي به آن اشاره كرد.6

عضويت در اين انجمن و فعاليّت‌هاي بعدي ابوالفتح‌زاده، منشي‌زاده و مشكات‌الممالك (بهائي) و ازلي‌هاي عضو انجمن فوق را بايد بخشي از عملكرد شبكة توطئه‌گر وابسته به اردشير ريپورتر ارزيابي كرد و به اين دليل حضور اعضاي دو فرقه متعارض ازلي وبهائي در كميتة فوق قابل توضيح است.7 بايد اضافه كنم كه اعضاي اين انجمن، اعم از ازلي و بهائي، پس از تأسيس سازمان ماسوني لژ بيداري ايران (1907) در پيرامون آن مجتمع شدند. براي مثال، مشكات‌الممالك صندوق‌دار لژ بيداري ايران بود.8

از ذيقعده 1323 ق. اين فعاليّت با عضويت اسدالله‌خان ابوالفتح‌زاده و برادرش سيف‌‌الله خان و ابراهيم خان منشي‌‌زاده در«انجمن مخفي دوم» تداوم يافت.9 در اين انجمن سيد محمّدصادق طباطبايي (پسر آيت‌الله سيدمحمّد طباطبايي)، ناظم‌الاسلام كرماني و آقا سيد قريش (از اعضاي بيت سيدمحمّد طباطبايي)10 و شيخ مهدي11 (پسر آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوري) عضويت داشتند. در همين زمان گرايش‌هاي تروريستي برخي از اعضاي اين انجمن كاملاً مشهود بود. براي مثال، در يكي از جلسات انجمن مسئلة قتل آيت‌الله سيد عبدالله بهبهاني مطرح شد كه با مخالفت سيد محمّدصادق طباطبايي مواجه گرديد.12 اندكي بعد، ارباب جمشيد جمشيديان (دوست صميمي و محرم اردشير ريپورتر) به عضويت اين انجمن درآمد.13

گروه تروريستي فوق، سرانجام، شكل نهايي خود را يافت و به عمليات آشوبگرانه و تفرقه افكنانه‌اي چون ترور نافرجام شيخ فضل‌الله نوري (16 ذيحجة 1326 ق.)
دست زد.

عامل اين ترور، كريم دواتگر بود كه دستگير شد. افراد ديگري نيز در اين مورد دستگير شدند. يكي از ايشان ميرزامحمّد نجات خراساني، عضو فرقه بهائي بودكه به ارتباط با سفارت انگليس و به عنوان شخصيتي فاسد شهرت داشت.14 نجات عضو كميتة بين‌الطلوعين بوده.15 به گفتة تقي زاده، اسمارت، نماينده سفارت انگليس، در جلسات بازجويي از محمّد نجات شركت مي‌كرد و مواظب بود كه «نتوانند به ميرزا محمّد زور بگويند».16 به گزارش 15 ژانويه سر جرج باركلي به سر ادواردگري، وزير خارجة انگليس، در جريان اين بازجويي‌ها كريم دواتگر تلويحاً حسين قلي‌خان نواب، برادر عباس قلي‌خان كارمند سفارت انگليس را به ترور مربوط كرد.17 حسين قلي‌خان نواب نيز از نزديكان و محارم اردشير ريپورتر، رئيس شبكه اطلاعاتي حكومت هند بريتانيا در ايران بود.18

ابوالفتح زاده و برادرانش و ساير اعضاي گروه تروريستي و آشوبگر فوق، از جمله كريم دواتگر، سپس در روستاي قلهك، كه در آن زمان در ملكيت سفارت انگليس بود و دولت ايران بر آن نظارت نداشت، مستقر شدند. در اوّل جمادي‌الثاني 1327 ق.

ابوالفتح‌زاده و منشي‌زاده، همراه با زين‌العابدين خان مستعان‌الملك19 گروه تروريستي جديدي موسوم به كميتة جهانگير تشکیل دادند. ابوالفتح‌زاده، مستعان‌الملك و ميرزا محمّد نجات از جمله اعضاي «محكمة انقلابي» بودند كه حكم اعدام شيخ فضل‌الله نوري را صادر كردند.20 دادستان اين محكمه شيخ ابراهيم زنجاني بود كه تحت تأثير ميرزا محمّدخان غفاري كاشي (وزير همايون) عضو فرقه بهائي قرار داشت.21

در رجب 1328ق. حادثه قتل سيّد عبدالله بهبهاني رخ داد كه عاملان آن، وابستگان شبكة تروريستي ابوالفتح‌زاده و منشي‌زاده بودند. يكي از ضاربان بهبهاني فردي به نام حسين لَـله بود كه بعدها با ابوالفتح زاده، منشي‌زاده و مشكات‌الممالك در كميتة مجازات همكاري كرد. پس از اين واقعه، ابوالفتح‌زاده به اروپا گريخت، امّا مدتي بعد به ايران بازگشت و به عنوان متصدي گردآوري ماليات منطقة ساوجبلاغ و شهريار منصوب و اندكي بعد معزول شد. چنان‌كه گفتيم ابوالحسن علوي اين عزل را نتيجة تبليغات بهائي‌گري ابوالفتح‌زاده مي‌داند.

كميته مجازات
در اوايل شهريور 1295 ابوالفتح‌زاده، منشي‌زاده و مشكات‌الممالك عمليات خود را در قالب گروه جديدي به نام كميتة مجازات آغاز كردند و به چند فقره قتل، همراه با انتشار اعلاميه‌هايي دست زدند كه بازتاب اجتماعي و سياسي فراوان داشت. این اقدام فضايي از رعب و وحشت در تهران پديد آورد و تأثيرات سياسي عميق بر جاي نهاد. عمليات كميته مجازات را بايد بخشي از سناريوي بغرنجي ارزيابي كرد كه تقريباً چهار سال بعد به كودتاي رضاخان و سيد ضياءالدين طباطبايي (3 اسفند 1299) و سرانجام به سقوط حكومت قاجار و استقرار ديكتاتوري پهلوي انجاميد.
ق
تل‌هاي فوق نزديك پنج ماه به طول انجاميد و عده‌اي از جمله سيد محسن مجتهد (فرزند محمّدباقر صدرالعلما و داماد سيد عبدالله بهبهاني) كشته شدند. سيد محسن مجتهد در اين زمان نفوذ فرواواني در تهران و سراسر ايران به دست آورده بود.22 قتل او به دست احسان‌الله خان دوستدار، حسين لَـله و حاجي علي صورت گرفت و آنان قبل از شروع عمليات، مقداري عرق مصرف كرده بودند.23 يكي ديگر از قربانيان اين كميته ميرزا عبدالحميدخان متين السلطنه ثقفي، مدير روزنامة عصر جديد، بود كه در روزنامة مظفري بوشهر (شماره‌هاي 67 و 68، مورخ شعبان 1322 ق.) مقاله‌اي تند بر ضد اردشير ريپورتر منتشر كرده بود.24 هستة مركزي كميتة مجازات ابوالفتح زاده، منشي‌زاده و مشكات‌الممالك بودند و ابوالفتح‌زاده رئيس كميتة محسوب مي‌شد. بنابراين، مي‌توانيم كميته مجازات را، كه سران آن به بهائي گري شهرت كامل داشتند،25 يك شبكة تروريستي بهائي بخوانيم. مدتي بعد، اعضاي كميته شناسايي و چندتن از ايشان دستگير شدند. ابوالفتح‌زاده و منشي‌زاده در 26 ذيقعده 1336 ق. به شكلي مرموز در سمنان به قتل رسيدند و احسان‌الله خان دوستدار به قفقاز گريخت. مشكات‌الممالك پس از مدت كوتاهي آزاد شد.

پس از دستگيري اعضاي كميته مجازات، احمدخان صفا، مسئول پروندة فوق در نظميه، به شكلي مرموز به قتل رسيد. در اين زمان، گروهي به نام كميتة سيمرغ طيّ اطلاعيه‌اي خطاب به رئيس الوزرا قتل صفا را ناشي از مماشاتي دانست كه دولت در قبال بهائيان در پيش گرفته است. گروه فوق مدعي بود كه در تنظيم پرونده تنها نام ابوالفتح‌زاده و منشي‌زاده كه بر خلاف ميل مسئولان دولت تصادفاً به تله افتاده‌اند، ذكر شده و مشاركت ساير بهائيان مسكوت مانده است. در اين اعلاميه چنين مي‌خوانيم: «احسان‌الله خان، قاتل منتخب‌الدوله، و احمدآقاي روحي و ميرزا ضياءالله كه عضو عمدة كميتة تروريست بودند، هر كدام در محلي مشغول عيش و نوش مي‌باشند كه بر تمام حول و اسرار اطلاع داريم. نخواهيم گذاشت كه كميته و وزراء از طايفة بهائي تشكيل شود زيرا كه اينها شروع به وزيركشي هم خواهند كرد تا اينكه ديگر كسي زير بار وزارت نرود و ميدان را براي خود مصفّا نمايند. اين رشته سر دراز دارد».26

در زمان دستگيري اعضاي كميتة مجازات، فرقه بهائي در دستگاه نظميه از چنان نفوذي برخوردار بود كه بتواند پرونده را به شيوة دلخواه خود فيصله دهد. نفوذ بهائيان در نظميه از زمان رياست كنت دو مونت فورت بر نظمية تهران آغاز شد. عبدالرحيم ضرابي (بهائي كاشاني) معاون او و كلانتر تهران بود و به اين دليل به عبدالرحيم خان كلانتر شهرت داشت. عبدالرحيم ضرابي با مانكجي‌ها تريا، رئيس شبكة اطلاعاتي بريتانيا در ايران، مرتبط بود و كتاب «تاريخ كاشان» را به سفارش مانكجي نوشت. از اين كتاب سه نسخة خطي وجود داشت كه در اختيار مانكجي، هنري ليونل چرچيل (كارمند سفارت بريتانيا) و جلال‌الدوله (پسر ظلّ‌السلطان و حاكم كاشان) بود.27 عبدالرحيم خان ضرابي از اعضاي خاندان سپهر و از خويشاوندان مورخ‌الدوله سپهر است و پدر عليقلي خان نبيل‌الدوله بهائي معروف كه از دوستان عباس افندي و سال‌ها كاردار سفارت ايران در ايالات متحدة آمريكا بود. عليقلي خان ضرابي (نبيل‌الدوله) نيز در جواني در سفارت انگليس در تهران كار مي‌كرد. وي در آمريكا يكي از ماسون‌هاي بلندپايه شد و در طريقت اسكاتي كهن به درجه سي‌و سوم (عالي‌ترين درجة ماسوني) رسيد.28

برخي از مورخان كوشيده‌اند گردانندگان و دست‌اندركاران كميتة مجازات را انقلابيوني صادق و خشمگين جلوه دهند كه از نابساماني پس از انقلاب مشروطه و تحقق نيافتن آرمان‌هاي خود سرخورده شدند و به تروريسم روي آوردند.29

اين تحليل، كه در سريال تلويزيوني پربينندة «هزار دستان» ـ ساختة علي حاتمي ـ انعكاس يافته، به كلي نادرست است. بررسي دقيق زندگي‌نامة گردانندگان كميتة مجازات، چهره‌اي به كلي ناسالم و وابسته به كانون‌هاي استعماري از ايشان به دست مي‌دهد و كارگزاران ايشان نيز گروهي اوباش و آدمكُش حرفه‌اي، چون كريم دواتگر، بودند. برخي نويسندگان، عمليات كميته مجازات را اعتراض انقلابي در مخالفت با قرارداد 1919 و دولت وثوق‌الدوله خوانده‌اند که اين ادعا نيز به كلي بي‌پايه است. كميته مجازات در زمان اوّلين دولت وثوق‌الدوله در سال 1295 تشكيل شد و تنها پنج ماه ( تا پاييز 1296) فعاليت كرد. بنابراين عملكرد آن ربطي به قرارداد 1919 نداشت.

يكي از سه پسر ميرزا ابراهيم خان منشي‌زاده، به نام داوود منشي‌زاده، در سال‌هاي پس از شهريور 1320 به تأسيس گروه فاشيستي «سومكا» دست زد. اين گروه با نظاميان عالي رتبه و ابسته به سازمان اطلاعاتي انگليس، به رهبري سرلشكر حسن ارفع، رابطة تنگاتنگ داشت و اقدامات آن بخشي از عمليات شبكه فوق به شمار مي‌رفت.30


عبدالله شهبازی
ماهنامه موعود شماره 98

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و

المستشهدین بین یدیه


[تصویر: 1.gif]
۴-۱۰-۱۳۸۹ ۰۵:۱۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 

« قدیمی تر | جدید تر »


پرش در انجمن:


زمان کنونی: ۵-۷-۱۳۸۹, ۰۸:۴۵ عصر