نام کاربری:
کلمه عبور:   



ارسال پاسخ 
پير مردي كه با نگاه ولايتي امام زمان (عج) حافظ كل قرآن شد
نویسنده پیام
کربلایی آفلاین
خادم امام مهدی (عجل الله)
********

ارسال ها: 415
تاریخ ثبت نام: ارد ۱۳۸۷
اعتبار: 2
شماره ارسال: #1
پير مردي كه با نگاه ولايتي امام زمان (عج) حافظ كل قرآن شد
يكي از كساني كه به محضر قطب عالم امكان امام زمان (ارواحنا فداه) شرفياب شد مرحوم كربلايي كاظم كريمي ساروقي پير مرد بي سواد و ساده اراكي بود .
او كه زندگي نامه اش درسي براي مردم جهان به خصوص مسلمانان است نه شخصيت علمي سطح بالايي داشته و نه داراي ثروت و جاه و جلال ظاهري بوده است بلكه فقط به خاطر اخلاص و قلب پاكي كه داشته توفيق آن را پيدا كرده كه مورد توجه امام زمانش قرار گيرد و با نگاه ولايتي حضرت حجه بن الحسن (ع) به يكباره حافظ كل قرآن كريم شود.

خصوصيات حفظ قرآن كربلايي كاظم:


1)او تمام قرآن را حفظ بود و حتي قرآن را به صورت برعكس نيز تلاوت مي كرد و اين كار براي ما حتي در يكي از سوره هاي كوچك قرآن بسيار سخت است .

2)او تمام كلمات قرآن را به صورت نور مي ديد و هنگامي كه كتابي جلوي او مي گذاشتند تمام كلماتي را كه از قرآن داخل نوشته ها بود نشان مي داد.

3)هرگاه كلمه اي از قرآن را از او مي پرسيدند كه درچه سوره اي است او قرآن را مي گشود و نام سوره و آيه آن وحتي صفحه آن را با يك بار باز كردن قرآن نشان مي داد.
و به هر حال يك معجزه واقعي بود كه شرح حال او مفصل است ملاقات ايشان با امام عصر (ع) را با اندكي تلخيص از كتاب ملاقات با امام زمان (ع) بيان مي كنيم :
مرحوم كربلايي كاظم رحمت الله مي فرمود: ........ من بسيار مقيد بودم احكام الهي را آن طور كه از زبان علما و بزرگان مي شنيدم به طور صحيح انجام دهم و حلال و حرام الهي را تغيير ندهم . روزي متوجه شدم ارباب و مالك ده خمس و زكات نمي دهد در ابتدا به او تذكر دادم ولي او اعتنا نكرد تصميم گرفتم كه در آن قريه نمانم و براي مالك ده كار نكنم لذا حدود سه سال به عملگي و خاركني در دهات ديگر براي امرار معاش كار مي كردم يك روز مالك ده از محل زندگي من مطلع شده بود براي من پيغام فرستاد كه من توبه كرده ام و خمس و زكاتم را مي دهم و دوست دارم شما به ده برگردي من هم قبول كردم و به روستا برگشتم و مشغول كار كشاورزي شدم و نصف درآمد خودم را بين فقرا تقسيم مي كردم .روزي كه از خرمن برمي گشتم يكي از فقرا به من رسيد و گفت امسال چيزي از محصولت را به ما ندادي ؟ من گفتم امكان ندارد من فقرا را فراموش كنم حتما مي دهم همان موقع به مزرعه برگشتم و مقداري گندم با زحمت زياد جمع آوري كردم و براي آن فقير برداشتم و قدري هم علوفه براي گوسفندانم مهيا كردم حدود عصري بود كه به ده بر مي گشتم قبل از آن كه به منزل بروم گفتم
خوب است به امامزاده 72 تن بروم و زيارتي كنم .( آنجا چندين امامزاده از جمله دو امامزاده به نامهاي امامزاده جعفر و امامزاده صالح دفن اند و يك قسمت هم به نام چهل دختران معروف است .)
پس از زيارت روي سكوي در امامزاده براي استراحت نشسته بودم كه ديدم دو نفر جوان كه يكي از آنها بسيار خوش قد و قامت بود با شكوه و عظمت عجيبي به طرف من آمدند لباسهاي آنها عربي بود و عمامه سبزي به سر داشتند وقتي به من رسيدند بدون آنكه من آنها را قبلا ديده باشم همان آقاي با شخصيت اسم مرا برد و گفت: كربلائي كاظم بيا با هم برويم فاتحه اي در اين امامزاده بخوانيم . من گفتم : آقا من قبلا زيارت كرده ام . فرمود : بسيار خوب با ما بيا فاتحه اي بخوان من هم اطاعت كردم و عقب سر آنها رفتم پس از زيارت حرم اول به امامزاده بعدي رفتيم آنها چيزهايي مي خواندند و من متوجه نمي شدم ناگهان نگاهم به كتيبه هاي روي سقف افتاد ديدم آنها را به صورت نور مي بينم همان آقاي با عظمت به من فرمودند: كربلائي كاظم پس چرا چيزي نمي خواني ؟ گفتم : آقا من سواد ندارم . فرمود : ولي تو بايد بخواني و سپس نزد من آمد و دست مباركش را بر سينه من گذاشت و محكم فشار داد و گفت : حالا بخوان . گفتم :چه بخوانم ؟ فرمود اين طور بخوان : بسم الله الرحمن الرحيم ان ربكم الله الذي خلق السموات و الارض في سته ايام ثم استوي علي العرش....
من اين آيه را تا اخر آيه 59 خواندم صورتم را برگرداندم كه به آنها چيزي بگويم ناگهان ديدم كسي آنجا نيست و ديگر از نوشته هاي روي سقف هم اثري نيستلذا بيهوش روي زمين افتادم . نزديك اذان صبح بود كه به هوش آمدم هوا هنوز تاريك بود جريان را هم فراموش كرده بودم ولي مدتي مات و مبهوت بودم از جا برخاستم و به طرف منزل حركت كردم در بين راه متوجه شدم كلمات عربي زيادي بلدم و ناگهان ياد تشرف روز قبل افتادم بعد متوجه شدم كه خدا به من لطف نموده و با نگاه ولايتي امام زمان ( كه قربان خاك پايش شويم ) من حافظ كل قرآن شده ام....
۷-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۴۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 

« قدیمی تر | جدید تر »


پرش در انجمن:


زمان کنونی: ۵-۷-۱۳۸۹, ۰۸:۳۳ عصر