نام کاربری:
کلمه عبور:   



ارسال پاسخ 
مرگ ما را هم بايد امام زمان (ع) امضاء كند
نویسنده پیام
کربلایی آفلاین
خادم امام مهدی (عجل الله)
********

ارسال ها: 415
تاریخ ثبت نام: ارد ۱۳۸۷
اعتبار: 2
شماره ارسال: #1
مرگ ما را هم بايد امام زمان (ع) امضاء كند
يكي از بزرگان نجف كه اصا لتا ايراني است مي فرمودند:
من در نجف با شخصي ازدواج كردم و در فصل تابستان براي زيارت و ملاقات اقوام و خويشان عازم ايران شديم و پس از زيارت حضرت ثامن الحجج علي بن موسي الرضا (ع) عازم وطن خود كه نزديك مشهد بود گرديديم .آب و هواي آنجا به همسرمن نساخت و مريض شد روز به روز مرضش شدت پيداكرد و هر چه معالجه كرديم فايده اي نداشت و مشرف به مرگ شد من در بالين او بودم بسيار پريشان شدم و ديدم عيال من در اين لحظه فوت مي كند و بايد تنها به نجف برگردم و در پيش پدر و مادرش خجل و شرمنده گردم و آنها بگويند: دختر نو عروس مارا برد و در آنجا دفن كرد و خودش برگشت . حالت تشويش و اضطراب عجيبي در من پيدا شد فورا در اتاق مجاور ايستادم و دو ركعت نماز خواندم و توسل به امام زمان (ارواحنا فداه) پيدا كردم و عرض نمودم :
يا ولي اللهيا صاحب الزمانزن من را شفا بدهيد كه اين امر از دست شما ساخته است و با نهايت تضرع و ا لتجاء متوسل شدم و حال توجهي پيدا كردم .
سپس به اتاق عيالم آمدم ديدم نشسته و مشغول گريه كردن است تا چشمش به من افتاد گفت : چرا مانع شدي ؟! چرا نگذاشتي ؟!
من نفهميدم او چه مي گويد و تصور كردم كه حالش بد است بعد كمي به او آب داديم و غذا به دهانش گذارديم آنگاه قضيه خود را براي من تعريف كرد و گفت :
عزرائيل براي قبض روح من با لباس سفيد آمد و بسيار متجمل و زيبا و آراسته بود و به من لبخندي زد و گفت حاضر به آمدن هستي ؟ گفتم : آري بعد ديدم حضرت اميرالمو منين (ع) تشريف آوردند و با من بسيار ملاطفت و مهرباني كردند و به من گفتند : من مي خواهم بروم نجف مي خواهي با هم به نجف برويم ؟ گفتم : بلي خيلي دوست دارم با شما به نجف بيايم .
من برخاستم لباس خود را پوشيدم و آماده شدم كه با آن حضرت به نجف اشرف برويم همين كه خواستم با آن حضرت از اتاق خارج شوم ديدم كه حضرت امام زمان (ع) تشريف آوردند و به امام علي (ع) فرمودند كه اين بنده به ما متوسل شده لطفا حاجتش را برآوريد . حضرت اميرالمومنين (ع) نيز بلافاصله به عزرائيل فرمودند: به تقاضاي اين مرد مومني كه به ما متوسل شده برو تا موقع معين و اميرالمومنين (ع) هم از من خداحافظي كردند و رفتند . چرا تو دعا كردي و نگذاشتي من بروم ؟1
قربان آن آقايي بشويم كه آمدن و رفتن و حيات و ممات ما را او بايد امضاء كند.
۷-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۴۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 

« قدیمی تر | جدید تر »


پرش در انجمن:


زمان کنونی: ۵-۷-۱۳۸۹, ۰۸:۴۵ عصر